غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٢١
بدين ترتيب، استعمارگران اروپايى از قرن پانزدهم تا نوزدهم ميلادى، با غارت و چپاول ثروت مردم ساير قارهها، به ثروتهاى زيادى دست يافتند و همين ثروتها باعث وقوع انقلاب صنعتى در انگليس گرديد. «١» ب- تحميل نظام تك محصولى: سلطه كشورهاى استعمارى بر كشورهاى افريقا، آسيا و امريكاى جنوبى طى چند قرن داراى نتايج و پيامدهايى بوده است. به عبارت ديگر، هدف كشورهاى سلطهگر از حضور در اين گونه كشورها به يك يا چند مورد ختم نمىشود، بلكه تجاوزگران با توجه به زمان و مكان حضور خود، اهدافى را دنبال مىكردند.
به طور مثال، آنها، نخست به فكر غارت و ثروت اين گونه كشورها و سپس اسير كردن مردم آن بودند. اما بعد از اين كه از طريق غارت اين گونه ثروتها به رشد و توسعه و توليد انبوه دست يافتند، هدف اصلى آنها، تأمين مواد اوّليه صنايع پيشرفته و فروش توليدات صنعتى خود به اين كشورها شد. لازمه اين كار، محدود كردن توليدات كشورهاى ديگر يا از هم پاشيدن نظام اقتصاد كشاورزى خودكفا و در مواردى، جايگزين شدن آن با نظام توليد غلّات و محصولات زراعى به منظور صادرات بود.
در حقيقت تك محصولى شدن اين مناطق و صدور محصولات كشاورزى توسط عوامل دولتهاى وابسته از يك سو، باعث خروج توليدات از نظام اقتصاد ملى شد و از سوى ديگر، تراكم انباشت سرمايه در اين گونه كشورها را مختل كرد.
نتيجه اين عمل اين بود كه گردش سرمايه گذارى اين گونه كشورها با مشكل رو به رو شود. علاوه بر اين، استعمارگران براى كشورهاى ديگر محدوديتهاى تجارى نيز بهوجود آوردند. آنها با تصويب قوانين و اعمال شرايط استثمار كننده، هر گونه تجارتى را كه نياز كشورهاى استعمارگر را تأمين نمىكرد، ممنوع مىكردند. استعمارگران در اين دوران طولانى، اثرات تخريبى عميق و پايدارى بر ساخت اقتصادى و پيشرفت اين گونه كشورها به جا گذاشتند. به طورى كه حتى امروز هم مسئله حجم مبادلات بين المللى يكى از مشكلات اساسى بين كشورهاى در حال توسعه و كشورهاى استعمارى است. «٢»