غرب شناسى(2) سطح(2)

غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٢٠

سياستمداران به اهداف مورد نظر نايل آيد. اما اگر به نتيجه دلخواه نرسد هيچ ابايى از دخالت و حضور مستقيم نظامى نخواهد داشت. اشغال گرانادا، پاناما نمونه هايى از اين بى پروايى و گستاخى محسوب مى‌شوند. استعمارگران براى سرنگونى رژيمهاى انقلابى و مردمى همه امكانات خود را به كار مى‌گيرند. به عنوان مثال در سال ١٩١٤ ميلادى قانونى در امريكا به تصويب رسيد كه به رئيس جمهور اجازه مى‌داد تا اسلحه و ساير مهمات را به هر كشورى كه دفاع از آن براى امنيت امريك غرب شناسى[٢] سطح


ح
[٢] ٣٠ تاريخچه جهانى شدن ص : ٣٠ ا حياتى باشد واگذار نمايد، «١» و اقدام به سرنگونى رژيمها را در جهت منافع ملى امريكا قلمداد كند.
٢. اهداف اقتصادى:
الف- چپاول و غارت مستقيم ثروتها: كشورهاى اروپايى و بويژه بازرگانان كه افسانه گنجهاى بى پايان شرق حرص آنان را برانگيخته بود، به دنبال دست يابى به اين ثروتها، از قرن پانزدهم به طرف كشورهاى امريكاى جنوبى، آسيا و افريقا رهسپار شدند. اسپانيا و پرتغال در اين راه پيش‌قدم شده، باكشف دماغه سبز درغرب افريقا و اميدنيك در جنوب اين قاره، خود را به اين مناطق ثروتمند رساندند. اين دو كشور، براى مشروعيت بخشيدن و تأييد غارت و چپاول خود، از پاپ كمك گرفتند و پاپ در سال ٩٧٢ ه. ش ١٤٩٣ ميلادى فرمانى صادر كرد كه بر اساس آن، تمام امريكاى شمالى، مركزى و قسمت عمده امريكاى جنوبى به اسپانيا، و چين، هند، ژاپن و ساير سرزمينهاى شرقى به علاوه تمام افريقا به پرتغال اعطا شد كه به «فرمان تقسيم» معروف شد. «٢» بعدها فرانسه، انگليس، آلمان و بلژيك نيز به آن دو كشور اضافه شده و هر كدام در يك يا چند قاره، ثروتهاى مردم بومى را مانند طلا، نقره، مس، عاج، الماس و ... غارت كردند و فرهنگ و تمدن بوميان مانند امپراتورى «مايا» در مكزيك «اينكا» در پرو را، نابود كردند. «٣»