غرب شناسى(2) سطح(2)

غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ١٤

سيرتاريخى امپرياليسم‌ امپرياليسم به معناى امپراتورى- يعنى بسط نفوذ و قدرت خويش در كشورهاى ديگر- سابقه‌اى طولانى دارد. امپرياليسم يك شكل قديمى از اقدامات حكومتى است كه همواره وجود داشته است. سير تاريخى امپرياليسم را به طور عام به چهار بخش مجزّا تقسيم مى‌نمايند: امپراتورى اوّليه، امپرياليسم قديم، سكون امپرياليسم و امپرياليسم نو.
١- امپراتوريهاى اوّليه‌ امپراتورى اصطلاحى است كه معمولًا به كشور بزرگى اطلاق مى‌شود كه كنترل سياسى را بر ديگران، با رضايت يا عدم رضايت كشور تحت سلطه اعمال مى‌كند. يك امپراتورى معمولًا به صورت مركزى اداره مى‌شود، نظير امپراتورى آلمان از ١٨٧١ تا ١٩١٨ ميلادى.
بديهى است جريان و مراحل و اصول ايجاد امپراتورى با جريان تشكيل يك كشور مبتنى بر ملّيت متفاوت است.
در زمانهاى مختلف و در محدوده‌هاى ارضى متفاوت، انگيزه‌هاى اقتصادى، استراتژيكى و روانى گوناگون باعث شده‌اند تا يك كشور حاكميتش را بر سرزمين يا كشور ديگرى تحميل كند. از امپراتوريهاى بابل، آشور، مصر و ايران مى‌توان به عنوان مهم‌ترين امپراتوريهاى دوران اوّليه نام برد كه نمونه‌هايى از مفهوم ابتدايى امپرياليسم هستند.
٢- امپرياليسيم قديم‌ امپراتورى با سياستهاى امپرياليستى از دوران قديم در اشكال و نقاط مختلف وجود داشته است. امپرياليسم قديم با شروع اكتشافات غربى متولد گرديد و دولتهايى نظير پرتغال، اسپانيا، فرانسه و هلند موفق‌ترين آنها در ايجاد امپراتوريهاى مستعمراتى بودند كه تا دوران اخير هنوز، آثار آنها وجود دارد. اين كشورها اغلب به صورت مجرد و حتى رقيب يكديگر عمل مى‌كردند، اما از قرن پانزدهم تا اوايل قرن نوزدهم، سيستمى را پايه نهادند كه به «سيستم مستعمراتى امپرياليسم قديم» مشهور گشت.
مى‌توان گفت مهم‌ترين انگيزه و علل تولد و رشد امپرياليسم قديم موارد زير بوده‌اند:
- مستعمره وسيله‌اى براى توسعه سيستم دولتهاى اروپايى بود.