جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٨٥
فصل چهارم: روحانيت مبارز و هدايت فكرى- سياسى ملت ايران در انقلاب اسلامى بررسى و مطالعه تحولات سياسى- اجتماعى پس از شهريور ١٣٢٠ ما را به اين اصل رهنمون مىشود كه جريان اسلامى به رهبرى روحانيت بزرگترين و عميقترين نقش را در هدايت ملت ايران براى دست زدن به انقلاب عليه رژيم استبدادى پهلوى داشته است.
با جرأت بايد گفت كه بدون رهبرى نايب امام زمان (عج)، مرجع تقليد بزرگ عالم تشيع، امام روح اللَّه موسوى خمينى (ره) و ايثار و از خودگذشتگى روحانيت مبارز و همراهى اقشار مختلف مردم، اعم از دانشگاهى، دانش آموزى، بازارى، كارگرى و ديگران، هيچ يك از جريانهاى ماركسيستى، ملى گرا و التقاطى توان شكست رژيمى تا دندان مسلح شاه را نداشتند؛ به ويژه آنكه از سوى ابرقدرتها و به خصوص آمريكا حمايت مىشد.
روشن است كه راه انداختن يك انقلاب عظيم نيازمند رهبرى هوشمند، مكتبى غنى، كادر انقلابى آگاه و شجاع و مردمى فداكار است. همچنين تشكيلاتى وسيع و سراسرى مىطلبد تا كل جامعه را از پاييتخت تا دورترين روستاها عليه رژيم بسيج كند و مهمتر آنكه پشتوانه مالى قدرتمندى تمنا دارد.
از ميان جريانهاى مختلف سياسى- فكرى در ايران پس از شهريور ١٣٢٠ تنها جريان اسلامى بود كه از همه امتيازات فوق نصيب داشت:
١- رهبرى داشت همچون امام خمينى (ره) با شخصيتى پر جاذبه و زندگى ساده و بىآلايش همانند مردم عادى. او مبارزى بود كه با طاغوت سر سازش نداشت، اسلامشناسى بود بى بديل و سياستمدارى هوشمند و در يك كلام «مرد خدا»