جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٨١
گروههاى هفت گانه در دهه ١٣٥٠، در شرايطى كه مبارزه مسلحانه با رژيم پهلوى گونهاى ارزش به حساب مىآمد و از سوى ديگر ماهيت ارتدادى و منافقانه سازمان مجاهدين خلق آشكار شده بود، برخى از افراد مرتبط با سازمان مجاهدين خلق و يا هوادار آن كه گرايش مذهبى آنان مانع از همراهى با سازمان بود، دست به تأسيس گروههاى مسلح كوچكى زدند.
از جمله اين گروههاى كمشمار هفت گروه منصورون، امت واحده، توحيدى بدر، توحيدى صف، فلاح، فلق و موحدين بودند كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى را تشكيل دادند و در آغاز سال ١٣٥٨ اعلام موجوديت كردند. آنان اعلام نمودند كه با عناصر، سازمانها، حكومتها ابرقدرتها و هر جريانى كه عليه گسترش و تحقق انقلاب اسلامى عمل كند، اعم از امپرياليستهاى چپ و راست و صهيونيستها و منافقان، فرصت طلبان و منحرفان داخلى مبارزه ايدئولوژيك- سياسى خواهند كرد و در صورت لزوم حمله نظامى ترتيب خواهند داد.» در اينجا به اختصار گروههاى هفت گانه ياد شده را معرفى مىكنيم:
١- منصورون:
اعضاى اين گروه، كه مركب از انشعابهاى مجاهدين خلق پس از ماجراى ارتداد سال ١٣٥٤ و عدهاى ديگر بودند، بيشتر در مناطق جنوبى كشور- شهرهاى اهواز، خرمشهر، آبادان و دزفول- فعاليت داشتند. بنيانگذار آن شهيد غلامحسين صفاتىدزفولى بود. آنها براى جلوگيرى از تجربه تلخ منافقين روابط خود را با روحانيت استحكام بخشيدند. كسانى كه سخت به عقايد دينى و اسلام فقاهتى پايبند بودند، سعى كردند تا از طريق آيت اللَّه راستىكاشانى ارتباط خود را با مرجعيت و روحانيت حفظ كنند آنان همچنين كوشيدند از اصطلاحات قرآنى مانند «حصين» براى «خانه تيمى» و «تواصى» به جاى «انتقاد» استفاده كنند. از اعضاى برجسته اين گروه، محسن رضايى (فرمانده پيشين سپاه پاسداران و دبير فعلى