جريان شناسى(2) سطح(1)

جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٢٤

نيروهاى التقاطى‌ در حالى كه نيروهاى معتقد به سه مكتب اسلام، ماركسيسم و ناسيوناليسم در مقابله با نظام استبدادى براى تأثير گذارى بر قدرت شانس خود را آزمودند، برخى جوانان و روشنفكران به اين نتيجه رسيده بودند كه هيچ يك از اين مكاتب به تنهايى توان سرنگونى استبداد شاهنشاهى و مبارزه با استعمار خارجى را ندارند و نمى‌توانند معضل عقب ماندگى و توسعه نيافتگى كشور را حل كنند. آنان به تدريج از هر مكتبى بخشى را كه مى‌پسنديدند، بر گرفتند و به تفكرى التقاطى رسيدند.
اين نوع تفكر كه بيش‌تر در دهه ١٣٣٠ ش شكل گرفت، مكاتبى تركيبى يا التقاطى پديد آورد. «١» گروهى اسلام را با ماركسيسم آميختند، گروهى ديگر افكارشان ملغمه‌اى بود از اسلام، ليبراليسم و ناسيوناليسم، و برخى نيز به التقاط ماركسيسم و ناسيوناليسم روى آوردند.
صاحبان اين افكار سازمانها و احزابى مانند مجاهدين خلق ايران (منافقين)، گروه فرقان، نهضت آزادى و حزب نيروى سوم را پديد آوردند.
جريان التقاطى، در حقيقت، با الهام از برخى مكاتب غربى پديد آمد، از اسلام راستين آگاهى چندانى نداشت، راه خويش را از راه روحانيت اصيل جدا مى‌پنداشت و بر آن بود تا به گمان خويش با دانش و ايدئولوژى روزآمد همراهى كند و حتى برخى از بنيان‌گذاران آن نيّات دلسوزانه در دل داشتند؛ امّا با اين حال، زيانهاى سنگينى براى كشور و ملّت آفريد.
با شكست جبهه ملى و عجز ناسيوناليسم از حل معضلات كشور، نهضت آزادى با صبغه اسلامى اما تركيبى از اسلام، ناسيوناليسم و ليبراليسم به ميدان آمد.
هنگامى كه اعضا و هواخواهان جبهه ملّى به جايى نرسيدند، جوانان نهضت آزادى، كه از افكار مهندس بازرگان الهام گرفته بودند، با انتقاد از مشى مسالمت‌آميز نهضت‌