جريان شناسى(2) سطح(1)

جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٧٣

سازمان، افراد بعدى كادر مركزى به ويژه تقى شهرام را بر آن داشت تا در ايدئولوژى سازمان تجديد نظر كنند. آنان به اين نتيجه رسيدند كه رسماً ماركسيست بودن خود را اعلام كنند و از اين رو، در سال ١٣٥٤ برخى از اعضاى سازمان رسماً اسلام را كنار گذاشته، ماركسيسم را پذيرفتند. «١» آنها در هنگام پيروزى انقلاب و پس از آن در قالب گروه «پيكار در راه آزادى طبقه كارگر» به مقابله با نظام جمهورى اسلامى پرداختند و شكست خوردند.
پس از انشعاب اعضاى ماركسيست سازمان در سال ١٣٥٤ و اختلافات درونى دو دسته از اعضاى سازمان (ماركسيست‌ها و التقاطى‌ها)، سازمان تضعيف شد و برخى از افرادى كه دستگير نشده بودند به همراه مسعود رجوى و تعدادى كه در زندان قصر بودند. كوشش‌هاى پراكنده‌اى براى حفظ سازمان به عمل مى‌آوردند.
رجوى همزمان با اوج‌گيرى انقلاب مردم مسلمان ايران در سال ١٣٥٧ از زندان آزاد شد و با كمك ساير مجاهدين سازمان را فعال كرد.
اين بخش از سازمان همچنين مواضع التقاطى و ظاهر اسلامى خود را حفظ كردند و بعدها به رهبرى مسعود رجوى پس از پيروزى انقلاب اسلامى با پنهان كردن ماهيت اصلى خود به جذب جوانان و هواداران پرداختند و كوشيدند قدرت را در كشور به دست گيرند. آنان پس از اينكه نتوانستند به قدرت برسند، از سال ١٣٦٠ وارد جنگ مسلحانه با نظام جمهورى اسلامى شدند و با ترور شخصيتهاى انقلاب، همچون شهيد بهشتى، شهيد رجايى و باهنر و همكارى با بنى صدر آسيبهاى جانكاهى بر كشور و ملت ايران وارد ساختند و سرانجام، چون در ميان مردم جايگاهى نداشتند و با مقاومت امت حزب اللَّه رو به رو شدند، از كشور گريختند و در خارج از كشور به فعاليت عليه جمهورى اسلامى ايران و حتى همكارى با رژيم بعثى عراق پرداختند و هم اكنون نيز