جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٦٠
علوم دينى به ويژه تفسير قرآن و تربيت طلاب انقلابى، مبارزه عليه رژيم پهلوى و افكار انحرافى مانند تفكر انجمن حجتيه را پى مىگرفت.
هسته اصلى نهضت روحانيت، كه پس از سال ١٣٤١ به رهبرى امام خمينى (ره) آغاز شد، متشكل از همين جريان روحانيت بود و آنان بودند كه با كمك اقشار مختلف مردم و به ويژه دانشجويان مذهبى وانقلابى، بار سنگين انقلاب اسلامى را بر دوش مىكشيدند.
٣- روحانيت مخالف ميانه رو اين جريان از روحانيت با اينكه استبداد رژيم پهلوى را بر نمىتافتند، به مبارزه قهرآميز و براندازى نظام شاهنشاهى نيز معتقد نبود. روحانيان مخالف ميانه رو، تلاش داشتند تا محمدرضا پهلوى قانون اساسى مشروطه را به طور كامل اجرا كند.
آيات عظام سيدمحمدرضا گلپايگانى، سيدشهاب الدين مرعشىنجفى و شريعتمدارى در اين جريان قرار داشتند. در مراحل بعدى انقلاب آيات عظام گلپايگانى و مرعشى نجفى و هواداران آنها به جريان روحانيت انقلابى به رهبرى امام خمينى (ره) پيوستند؛ اما آقاى شريعتمدارى ارتباطات خود را با شاه و دربار بيشتر كرد. «١» رژيم پهلوى نيز براى تضعيف روحانيت مبارز و انقلابى به اين جريان بها مىداد.
٤- روحانيت غير سياسى اين گروه از روحانيان هر چند به لحاظ تئوريك دين را از سياست جدا نمىدانستند، اما در عمل، يا به دليل شرايط خاصى كه در آن قرار داشتند، به شدت از ورود و دخالت در سياست پرهيز مىكردند در رأس اين جريان آيت اللَّه العظمى خويى در نجف اشرف قرار داشت. آنان به تحصيل، تدريس، توجه به مسائل اخلاقى و معنوى و همچنين تربيت طلاب مشغول بودند. «٢» در ايران نيز نمونه اين جريان انجمن حجتيه بود كه خود را ولايتى و منسوب به امام زمان (ع) مىدانست. البته در دوره