جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٤٦
ايران بود كه دولت رضاشاه و برخى از روشنفكران منحرف مانند احمد كسروى بدان دامان مىزدند. سياست دين زدايى رضاشاه پس از رسيدن كامل به قدرت- بر خلاف اوايل حكومتش- با كارگردانى روشنفكران غرب زده و حمايت دولتهاى غربى، تهاجمى سخت عليه اسلام را در پى داشت. تحقير و استهزاء باورهاى مذهبى، تضعيف روحانيت و دين داران و اجراى الگوهاى شبه تجدّد، كه هدف اصلى آن انزواى دين در جامعه بود، بر غيرتمندان متدينى همچون سيد مجتبى نواب صفوى بسيار گران و تحملناپذير بود.
در اين فض جريان شناسى
[٢] سطح[١] ٥٧ ٢ - روحانيت انقلابى ص : ٥٧ اى فرهنگى فردى به نام احمد كسروى كه پيشتر به دليل افكار انحرافى از مدرسه طالبيه تبريز اخراج شده بود و كينه روحانيت را به دل داشت، در نوشتهها و سخنرانىهايش مذهب تشيع را به باد انتقاد گرفت. او زيارت قبور، تكريم ائمه اطهار، بزرگداشت شهادت امام حسين (ع) در ايام محرم و ساير اعتقادات شيعه را موجب بدبختى مردم ايران مىپنداشت. «١» كسروى حتى در كتاب شيعهگرى به امام صادق (ع) توهين كرد، مصائب حضرت فاطمه (س) را دروغ خواند و وجود حضرت ولى عصر (عج) را انكار نمود. «٢» انحراف كسروى بدانجا رسيد كه خود را پيامبرى خواند كه آيين نوى آورده است و نام آن را «پاكدينى» نام گذاشت. كسروى اصول عقايد دين انحرافى خود را در كتاب ورجاوند بنياد يا اصول مقدس طرح نمود و آن را جانشين اسلام ناميد. «٣» افكار كسروى اعتراضات متدينان و علماى اسلام را عليه او برانگيخت و غيرت مؤمنان را به جوش آورد. نواب صفوى، كه در اين زمان طلبه جوانى بود، با هدف ارشاد و مقابله با افكار كسروى با حمايت برخى از علما از جمله شهيد آيت اللَّه مدنى و مرحوم آيت اللَّه سيدابوالقاسم خويى از نجف به تهران آمد. «٤» او نخست از طريق گفت و گو و