جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٢٥
آزادى، به حركت مسلحانه روى آوردند و تحت تأثير همين راهبرد و مطالعات ماركسيستى، آنان اسلام را با ماركسيسم آميختند و سازمان منافقين را بينان نهادند.
التقاط بين ماركسيسم و ناسيوناليسم به دست يكى از اعضاى جدا شده حزب توده به نام خليل ملكى صورت يافت. او وقتى به شكست نيروهاى ماركسيستى در حل معضلات كشور يعنى استبداد، استعمار و عقب ماندگى به رغم حمايت فراوان دولت ابر قدرت سوسياليستى يعنى شوروى پى برد، سعى كرد ماركسيسم را با اوضاع ايران وفق دهد و بدين سان، حزبى به نام نيروى سوم تشكيل داد هر چند كوشش او نيز راه به جايى نبرد.
بزرگترين ضعف آن دسته از نيروهاى التقاطى كه اسلام را با مكاتب غربى در هم مىآميختند، فقدان آشنايى عميق با اسلام ناب محمدى (ص) بود. بىاعتنايى يا كم توجهى به روحانيت اصيل شيعه، احساس حقارت در برابر پيشرفتهاى تمدن غرب و بىاعتقادى به جامعيت دين اسلام ضعفهاى اساسى ديگر آنها بود. اين عوامل، همراه ويژگيهاى دوران جوانى يعنى غلبه احساسات بر عقل و تعجيل براى رسيدن به هدف و ضعف جامع نگرى به قضايا باعث گرديد تا با اقدامات نسنجيده خود پس از پيروزى انقلاب اسلامى و سرنگونى نظام ديكتاتورى به وسيله نيروهاى اسلامى، ضربات جبران ناپذيرى به كشور وارد نمايند. نمونه اين فعاليتها را علاوه بر گمراه كردن بخشى از جوانان كشور، در اقدامات تروريستى سازمان منافقين و گروه فرقان مىبينيم كه طى آن بسيارى از شخصيتهاى عظيم القدر مانند شهيد مرتضى مطهرى، شهيد بهشتى، شهيد باهنر، شهيد رجايى و ديگران را از انقلاب و نظام اسلامى گرفتند و در جريان جنگ تحميلى رسماً بعثيهاى عراق و استكبار جهانى را يارى بخشيدند و هم اكنون نيز همچنان در جهت خلاف منافع ملى ايران و نظام جمهورى اسلامى مشى مىكنند.