جريان شناسى(2) سطح(1)

جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٨٠

گروه فرقان‌ اين گروه از جمله تشكلهاى داراى تفكر التقاطى بود. تفكر التقاطى انديشه‌اى است كه از نظر ايدئولوژيك تركيبى از چند مكتب فكرى است؛ مثلًا دو مكتب مانند اسلام و ماركسيسم (چنان كه در افكار مجاهدين خلق پيش آمده است) و يا سه مكتب، مانند اسلام، ليبراليسم و ناسيوناليسم؛ چنان كه در انديشه‌هاى نهضت آزادى مى‌توان چنين التقاطى را بازيافت.
اين تشكل را در سال ١٣٥٧ اكبر گودرزى بنيان گذاشت كه حدود ٢٥ سال داشت. او به گونه سطحى با اسلام آشنا بود و مطالعات ماركسيستى داشت. پس از شكل‌گيرى افكارش عمدتاً در سالهاى ١٣٥٠ تا ١٣٥٥، تفكرى التقاطى از اسلام و ماركسيسم پديد آورد. در سال ١٣٥٦ كلاسهايى را با موضوع تفسير قرآن بر بنياد همين افكار در مناطق مختلف تهران، نازى آباد، سلسبيل، قلهك و جواديه برگزار كرد و نيروهايى را براى خود فراهم آورد. نيروهاى او از افكار دكتر شريعتى كاملًا متأثر بودند و حتى افراطى‌تر از او مى‌انديشيدند؛ بدين معنا كه در چارچوب تفكر اسلام منهاى روحانيت، روحانيت را كه از آن به «آخونديسم» تعبير مى‌كردند، از اساس باطل مى‌دانستند. آنان به زعم باطل خود مى‌خواستند اسلام را از دست روحانيت آزاد كنند «١» هر چند در واقع دنبال به دست‌گيرى قدرت سياسى بودند.
راهبرد گروه كم‌شمار فرقان، ترور يا حذف فيزيكى بود. بر اين مبنا، پس از پيروزى انقلاب اسلامى، به ترور رهبران انقلاب دست زدند. نخست سپهبد محمد ولى قرنى، پس از آن شهيد مطهرى و شهيد مفتح، شهيد مهدى عراقى و پسرش حسام و شهيد سيدمحمدعلى قاضى‌طباطبايى را ترور كردند. در اين ميان، ترور حضرت آيت اللَّه خامنه‌اى و هاشمى رفسنجانى و مرحوم ربانى شيرازى ناكام ماند.
اعضاى اين گروه و رهبر آن پس از اين ترورها دستگير شدند. اكبر گودرزى در ١٨ دى ١٣٥٨ دستگير و در تاريخ ٣ خرداد ١٣٥٩ تيرباران شد. «٢»