جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٧٨
الغطاء در نظر او در حد استثناء بودند. با گذشت زمان نگاه او به روحانيت رسمى بدبينانهتر شد و اميدش به روحانيون كمتر گشت؛ «١» چنان كه نوشته است:
اسلام فردا، ديگر اسلام ملّا نخواهد بود، اسلام قم و مشهد نيز تغيير خواهد كرد. «٢» همچنين ادامه مىدهد:
جريان شناسى
[٢] سطح[١] ٨٨ جامعه مدرسين حوزه علميه قم ص : ٨٨ اسلام فردا، ديگر اسلام مفاتيح نيست، اسلام قرآن است. تشيع فردا ديگر تشيع شاه سلطان حسين نيست، تشيع حسين است. «٣» شريعتى درجاى ديگر مىنويسد كه «اسلامروشنفكرى» را قبولدارد و در ادامه مىآورد:
اكنون، خوشبختانه، همانطور كه دكتر (مصدق) تز «اقتصاد منهاى نفت» را طرح كرد ... تز «اسلام منهاى آخوند» در جامعه تحقق يافته است. «٤» البته تز «اسلام منهاى روحانيت» او كه به تعبير امام خمينى (ره) يعنى «لا اسلام» «٥» مورد پسند رژيم پهلوى بود.
محمدرضا پهلوى از دشمنان خود با تعبير «ارتجاع سرخ» و «ارتجاع سياه» ياد مىكرد. «ارتجاع سرخ» در نظر او ماركسيستها يا كمونيستها بودند كه با حمايت دولت ابر قدرت شوروى عليه شاه مبارزه مىكردند و «ارتجاع سياه» روحانيت بود.
بر اين اساس، رژيم از سويى نسبت به فعاليتهاى دكتر شريعتى ناراضى و حساس بود؛ زيرا با طرح تشيع سرخ علوى شور انقلابى در جامعه مىآفريد و اين مورد بهرهبردارى انقلابيون قرار مىگرفت و از جهت ديگر از فعاليت او خرسند بود؛ چون دشمنان مشترك (ماركسيسم و روحانيت رسمى) را مىكوبيد. شيوه برخورد ساواك با دكتر شريعتى نيز مؤيد همين حقيقت است.