جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٧٧
انقلابيون مسلمان به شمار مىآمد؛ چون جوانان را به سوى خود جذب مىكرد و اين كار پسند رژيم پهلوى نبود و در دل رژيم رعب ايجاد مىكرد. اما از جهت ديگر حملات تند او به روحانيت شيعه موجب نگرانى شديد انقلابيون مسلمان مىشد؛ چون باعث انحراف مسير مبارزه مىگرديد و از اين رو از نظر رژيم امرى پسنديده به نظر مىآمد.
رژيم پهلوى به دليل وابستگى اش به نظام سرمايه دارى آمريكا، ماركسيستها را دشمن خود مىدانست و از اقداماتى كه عليه تفكرات كمونيستى از سوى دكتر شريعتى صورت مىگرفت، سود مىبرد.
دكتر شريعتى لبه تيز حملات خود را به سوى روحانيت نشانه برده بود كه رژيم سكولار پهلوى آنان را دشمن خود محسوب مىكرد. شريعتى شيعه را به علوى و صفوى تقسيم مىكرد و به تبع آن به روحانيت علوى و صفوى اعتقاد داشت. تشيع علوى را تشيع سرخ، انقلابى، آزاديخواه و عدالت طلب، اما تشيع صفوى را همكار صاحبان قدرت، تشيع سياه و مذهب عزا مىشمرد. «١» او تقليد در تشيع علوى را تأييد مىكرد؛ اما تقليد در تشيع صفوى را «صم، بكم و عمى» بودن مردم مىدانست در برابر كسانى كه لباس رسمى دين بر تن دارند. «٢» شريعتى به تبع رواج تشيع صفوى، دوره صفويه را كاملًا منفى ديد؛ در حالى كه واقعيت تاريخى چيزى ديگر را نشان مىدهند.
رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامى حضرت آية اللَّه خامنهاى (مدظله) مىفرمايد:
اين جانب بر خلاف كسانى كه صفويه را در چشمها ضد ارزش كردند، تأكيد مىكنم كه صفويه بزرگترين حق را به دانش فقاهت و كلام شيعى دارند. زيرا آنها بودند كه راه را باز كردند و علماى شيعه را در اين سطح پرورش دادند. «٣» گفتنى است كه ديدگاه دكتر شريعتى نسبت به روحانيت علوى و صفوى ثابت نماند. روحانيت علوى همچون امام خمينى (ره)، آيت اللَّه بروجردى و كاشف