جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٥٦
گروهى ديگر تشكيل حكومت اسلامى و قيام براى آن را در دوره غيبت كبرى جايز نمىدانستند، دخالت يك فقيه و مرجع در سياست و تلاش براى ايجاد نهضت روحانيت شگفتانگيز مىنمود. امام خمينى (ره) درباره آن شرايط سخت مىگويد:
وقتى شعار جدايى دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در مسائل فردى و عبادى شد قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد. «١» امام خمينى (ره) با شجاعت بى نظير خود اين جو فكرى را شكست و با صداى بلند اعلام كرد:
و اللَّه اسلام تمامش سياست است. اسلام را بد معرفى كردهاند. سياست مدن از اسلام سرچشمه مىگيرد. من از آن آخوندها نيستم كه در اينجا بنشينم و تسبيح دست بگيرم. من پاپ نيستم كه فقط روزهاى يكشنبه مراسمى انجام دهم و بقيه اوقات براى خود سلطان باشم و بامور ديگر كارى نداشته باشم. «٢» حركت اسلامى امام خمينى (ره)، موجى از اميد و نشاط رادر حوزههاى علميه به ويژه در بين طلاب جوان بر انگيخت و نهضت روحانيت شيعه به رهبرى آن رادمرد الهى، نويد بخش دوران جديدى بود.
هنگامه شروع نهضت امام خمينى، روحانيان، چهار جريان متمايز را تشكيل مىدادند. روشن است در سالهاى آغازين نهضت (١٣٤١- ١٣٤٢) روحانيت انقلابى در اقليت قرار داشت، اما به مرور زمان از ساير جريانهاى درون نهاد روحانيت- كه توضيح آن خواهد آمد- به آنان پيوستند و اكثريت روحانيان به مقابله با رژيم پهلوى برخاستند.