جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٥٣
فصل دوم: حوزه و مرجعيت (١٣٤٠- ١٣٥٧)
چنان كه مىدانيم، پيوندى استوار ميان اسلام ناب محمدى (ص) و سياست و نحوه اداره درست جامعه انسانى وجود دارد. از اين رو، سكولاريزم به شهادت آيات قرآن، روايات معصومان و سنت پيامبر (ص) امامان شيعه و علماى صالح مردود است. سياست در ادبيات اسلامى عمدتاً با تعبير امامت و ولايت مترادف است. به فرموده امام باقر (ع):
وَ لَم يُنادَ بِشَىءٍ كَما نُودِىَ بِالوِلايَةِ «١» [در اسلام] به هيچ چيزى مانند ولايت و رهبرى توجه نشده است. بر اين پايه، دخالت در سياست در نظر روحانيت و مرجعيت شيعه از واجبات است. مرجعيت و روحانيت شيعه تداوم حركت پيامبر (ص)، امامان معصوم و نواب خاص امام مهدى (عج) است و تا كنون ادامه دارد. با آغاز دوره غيبت كبرى در سال ٣٢٦ ه. عالمان بزرگى همچون شيخ صدوق (م ٣٨١ ه.) شيخ مفيد (م ٤١٣ ه.) و سيد مرتضى (م ٤٣٦ ه.) شيخ طوسى (م ٤٦٠ ه.) نيازهاى جامعه اسلام به تعليم معارف اسلامى بر اساس مقتضيات زمان و مكان را بر آوردهاند. آنان در برابر هجوم دشمنان، از حقايق نورانى اسلام به خوبى دفاع كردهاند. اجتهاد در فقه، تبيين اصول عقايد، اخلاق، تاريخ، تفسير قرآن، تدريس علوم اسلامى، تبليغ دين، تربيت دينى جامعه، تهذيب اخلاق مردم و مبارزه با ظلم و ستم، استبداد از مهمترين كاركردهاى آنان بوده است.
روى كار آمدن حكومت صفوى در ايران (٩٠٧ ه./ ١٥٠١ م.) و رسمى شدن مذهب