جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٢٣
جهانى دوم، بخشى از نيروهايى كه در دوره رضا شاه منصب سياسى و ادارى داشتند، در عصر محمدرضا پهلوى به رهبرى دكتر محمد مصدق جريانى به نام ملى را بنيان نهادند.
ملى گرايان متأثر از مكتب ناسيوناليسم اروپايى بودند و در سال ١٣٢٨ ش.
تشكيلاتى به نام جبهه ملى ايران متشكل از احزابى چون، ايران، مردم ايران، ملت ايران، زحمتكشان، جامعه سوسياليستها و سوسياليست را پديد آوردند. جبهه ملى، كه در زمان نخست وزيرى مصدق و جريان ملى شدن صنعت نفت از او حمايت مىكرد، تشكيلاتى يكپا جريان شناسى
[٢] سطح[١] ٣٦ كانون نشر حقايق اسلامى ص : ٣٥ رچه نبود و احزاب آن گرايشهاى مختلف ليبرال، ماركيسستى و اسلامى داشتند كه تفكر ناسيوناليسم عامل وحدت آنها بود. آنها به جاى اصالت بخشيدن به مكتب فكرى خود، بر «ايرانيت» و «هويت ملى ايرانيان» پاى مىفشردند.
نيروهاى ملى پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢، كه خود به دليل بىتدبيرى و اختلافات درونى آن را زمينه سازى كرده بودند، به شدت سركوب شدند. آنها با بىكفايتى خود تلاشهاى فراوان آيت اللَّه كاشانى و مردم مسلمان را، كه با حمايت از نيروهاى ملى گرا نقش بنيادين در ملى شدن صنعت نفت داشتند به هدر دادند.
تشكيلات ملى گرايان پس از سركوبى جبهه ملى اول به دنبال كودتا، در قالب جبهه ملى دوم در سال ١٣٣٩ و سوم در ١٣٤٣ فعاليتهاى كم رمقى داشتند. همزمان با اوجگيرى انقلاب اسلامى در سال ١٣٥٦ جبهه ملى چهارم فعال شد. «١» با پيروزى انقلاب اسلامى و روى كار آمدن دولت موقت مهندس مهدى بازرگان، ملى گرايان دولت را به دست گرفتند؛ اما به دليل سياستهاى سازشكارانه در برابر دشمن بزرگ ملت ايران- يعنى امريكا- و عجز در پاسخگويى به خواست ملت انقلابى و مسلمان ايران با استعفاى بازرگان از حاكميت خارج شدند. از آن پس نيروهاى ملى به موضع مخالف با نظام جمهورى اسلامى در افتادند و هم اكنون نيز در داخل و خارج كشور به مخالفت با جمهورى اسلامى ايران مشغول اند.