جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٢١
نيروهاى اسلامى به ويژه از سال ١٣٤١ با رهبرى مردى الهى و از تبار آل محمد (ص)، نهضتى عظيم در ايران به پا كردند و سرانجام طومار نيروهاى سلطنت طلب و رژيم كهنه شاهنشاهى را در هم پيچيدند. با پيروزى انقلاب اسلامى در بهمن ١٣٥٧، هم اكنون جريان اسلامى سكاندار قدرت در كشور است و براى تحقق اسلام و اجراى احكام و ارزشهاى آن مىكوشد.
نيروهاى ماركسيستى افكار ماركسيستى همزمان با انقلاب مشروطه به صورت كم رنگ وارد ايران شد و پس از استقرار رژيم ماركسيستى به سال ١٩١٧ م در روسيه زير عنوان اتحاد جماهير شوروى به دليل همجوارى در ايران نيز تقويت شد.
نيروهاى متأثر از اين تفكر، كه در انقلاب مشروطه با عنوان سوسيال دموكرات فعال بودند، در دوره رضا شاه عنوان حزب كمونيست ايران را برخود برگزيدند. اوج فعاليت اين نيروها در عصر اشغال ايران پس از جنگ جهانى دوم بود. مهمترين تشكل ماركسيستى در اين دوره حزب توده ايران بود. علاوه بر آن بايد از حركتهاى جدايى طلبانه حزب دموكرات كردستان به رهبرى قاضى محمد و حزب دموكرات آذربايجان به رهبرى سيد جعفر پيشهورى نام برد. حزب دموكرات آذربايجان در حقيقت همان بخش منطقهاى و سازمان جديد حزب توده در آذربايجان بود. حزب توده تلاش كرد تا با حمايت دولت شوروى، كه مناطق شمالى كشور ايران را در اشغال خود داشت، بر اركان قدرت تأثير بگذارد. همچنين حزب دموكرات آذربايجان و كردستان حركتهاى جدايى طلبانهاى را در سال ١٣٢٤ ش. آغاز كردند و دو دولت خودمختار آذربايجان و كردستان به رهبرى پيشهورى و قاضى محمد با حمايت و پشتيبانى مستقيم شوروى تشكيل شدند كه پس از مخالفتهاى مردمى با توجه به تضاد ايدئولوژيك آنها با اسلام و خروج اشغالگران شوروى در سال ١٣٢٥ ش. شكست خوردند. حزب توده نيز توانست با حمايت اشغالگران بر دو قوه مجريه و مقننه تأثير بگذارد و تعدادى نماينده در مجلس شوراى ملى و چند وزير در كابينه دولت قوام السلطنه براى خود دست و پا كند.