جريان شناسى(2) سطح(1)

جريان شناسى(2) سطح(1) - قنبری، آیت - الصفحة ٢٠

قرارداشت و به دست روشنفكران غرب گرا كارگردانى مى‌شد. «١» با سقوط دولت استبدادى رضا شاه اسلامگرايان شيعه با رهبرى عالمان و مراجع دينى خود را بازسازى و فعاليت‌هاى سياسى خود را آغاز كردند. اين نيروها بزرگ‌ترين و اصيل‌ترين جريان سياسى در كشور را تشكيل مى‌دادند و به دليل ريشه‌دار بودن، توانستند جنبش‌ها و نهضت هايى سياسى را پديد آورند.
در دوره اول حكومت محمدرضا پهلوى، يعنى از ١٣٢٠ تا كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢، آنها ضمن احياى نهادها و تشكلهاى خود در مقابل اقدامات رژيم با استفاده از نامه، نصيحت، انتقاد، توصيه و پيام‌هاى هشدار دهنده ايستادگى كردند. با بازگشت اوضاع به اختناق دوران قبل از شهريور ٢٠ بر اثر كودتا، اين نيروها نيز به شدت دچار فشار و خفقان شده، هر گونه راه مسالمت‌آميز براى اجراى ارزش‌هاى دينى در جامعه را مسدود ديدند. در اين شرايط سخت و دشوار كه سكولاريزم- يعنى نظريه جدايى دين از سياست- مانع دخالت علما در سياست بود، در سال ١٣٤١ امام خمينى مبارزه خود با نظام شاهنشاهى را آغاز كرد. در همين دوره حوزه علميه قم كه در رأس نيروهاى مذهبى قرار داشت، كادر فعالى از روحانيت انقلابى عليه رژيم پرورانيد و به تدريج روحانيت غير سياسى و غير انقلابى را به خود جذب كرد.
در همين دوره علاوه برنهاد روحانيت و گروههاى مرتبط به آن همچون فدائيان اسلام، جامعه مسلمانان مجاهد، هيئت‌هاى مؤتلفه اسلامى، جامعه روحانيت مبارز، جامعه مدرسين حوزه عليمه قم، انجمن خيريه حجتيه مهدويه، احزاب، گروهها و سازمانهاى ديگرى نيز ظهور كردند كه از جمله آنها به حزب ملل اسلامى، نهضت آزادى، سازمان مجاهدين خلق ايران (منافقين) و تشكل‌هايى چون انجمن تبليغات اسلامى، اتحاديه مسلمين، كانون نشر حقايق اسلامى و هيئت قائميه مى‌توان اشاره كرد.
احزاب، سازمانها و گروههاى مربوط به جريان اسلامى همه از تفكرات ناب و خالص اسلامى برخوردار نبودند. به استثناى نهاد روحانيت و گروه‌هاى اصيل مرتبط با آن، برخى سازمانها و گروهها داراى تفكرات انحرافى و التقاطى بودند.