ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٥
كردن معاني الفاظ است نه ترجمه فصيح ادبي، اگرچه گاهي توضيح بيشتر و يا ترجمهاي منظوم نزديك بمعناى محصّل اشعار هم ضميمه شده است. براى بيان معني يك لغت اكتفا به يكي دو بيت يا جملهاي كه لفظي در آن آمده باشد كردن، و آن يك دو تا را شاهد معنائي آوردن دور از احتياط است. خبطهائي كه از راه استنباط معنائي براى لغتي از روى شواهد معدود پيش آمده است در فرهنگهاى ما فراوانست. تجربه ساليان ثابت كرده است كه هر چه بيشتر با عبارات و ابياتي سر و كار داشته باشيم كه يك لفظ در آنها در قرون مختلف و در دست نويسندگان و شعراى متعلّق بنواحي متفاوت بكار رفته باشد در فهم معني يا معاني آن لفظ قادرتر خواهيم بود[١] بنده قبل از مبادرت به چاپ كتاب در هر سطري سعى كردهام كه آن را بفهمم، سپس در صدد بر آمدهام كه بفهمانم، و كارم صرف نقل كردن ضبط نسخ نبوده است. مع هذا خواننده در حواشي اين كتاب گاهي به لغاتي بر خواهد خورد كه بر بنده روشن نشده است بدين سبب كه دلايل كافي بدستم نيامده است؛ شعري مثلا از حافظ بدين لفظ بدست آمده بوده است:
|
من اگر نيكم اگر بد تو برو خود را كوش |
هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت |
|
______________________________
(١٤)
در تشريح اصطلاحات و تعبيرات و لغات از كتب لغت عربي و فارسي يك زباني و دو زباني
استفاده شد كه در قرون پنجم تا نهم هجري نوشته شده است و مؤلّفين آنها در اين دو
زبان استاد بودند و لغات را بهمان معاني بكار مىبردند كه در اين كتاب استعمال شده
است، مثل فرهنگ اسدي و صحاح الفرس و تاج المصادر و كتاب المصادر و مقدّمة الأدب و الصّراح
من الصّحاح و صحاح و اساس البلاغة و لسان العرب و قاموس؛ و بكتابهاى متأخّر كه
صاحبان آنها معني لغتها را از كتب ديگران برداشته و يا بحدس از نثر و نظم قدما
استنباط كردهاند و گاهى هم شعر خود را شاهد آن آوردهاند مثل انجمن آراى ناصري و
أنندراج و برهان جامع و برهان قاطع و بهار عجم و غياث اللّغات و فرهنگ جهانگيري و
فرهنگ رشيدي و فرهنگ شعوري و فرهنگ فارسي بلاتيني فولرس و معيار جمالي و منتهى
الأرب كمتر استناد كردهام. شواهد لغات و تعبيرات غالبا از نويسندگان و شعرائى
آورده شده است مقدّم بر نصر اللّه منشي يا معاصر و هم ولايتى او، و بندرت تا زمان
سعدي و حافظ نيز كشيده شده است. از مراجع مشهور و مآخذي كه در ذيل اين مقدّمه
تعريف خواهد شد باختصار ياد شده است، و ساير كتب مورد استفاده در هر بار بنشانى
كامل معرّفي گرديده.
[١] در تشريح اصطلاحات و تعبيرات و لغات از كتب لغت عربي و فارسي يك زباني و دو زباني استفاده شد كه در قرون پنجم تا نهم هجري نوشته شده است و مؤلّفين آنها در اين دو زبان استاد بودند و لغات را بهمان معاني بكار مىبردند كه در اين كتاب استعمال شده است، مثل فرهنگ اسدي و صحاح الفرس و تاج المصادر و كتاب المصادر و مقدّمة الأدب و الصّراح من الصّحاح و صحاح و اساس البلاغة و لسان العرب و قاموس؛ و بكتابهاى متأخّر كه صاحبان آنها معني لغتها را از كتب ديگران برداشته و يا بحدس از نثر و نظم قدما استنباط كردهاند و گاهى هم شعر خود را شاهد آن آوردهاند مثل انجمن آراى ناصري و أنندراج و برهان جامع و برهان قاطع و بهار عجم و غياث اللّغات و فرهنگ جهانگيري و فرهنگ رشيدي و فرهنگ شعوري و فرهنگ فارسي بلاتيني فولرس و معيار جمالي و منتهى الأرب كمتر استناد كردهام. شواهد لغات و تعبيرات غالبا از نويسندگان و شعرائى آورده شده است مقدّم بر نصر اللّه منشي يا معاصر و هم ولايتى او، و بندرت تا زمان سعدي و حافظ نيز كشيده شده است. از مراجع مشهور و مآخذي كه در ذيل اين مقدّمه تعريف خواهد شد باختصار ياد شده است، و ساير كتب مورد استفاده در هر بار بنشانى كامل معرّفي گرديده.