ترجمه كليله و دمنه

ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٠

«گل مراد در سايه أمل چون نام وفا و سايه عنقا معدوم ماند، و گلبن رامش و آسايش از زينت برگ و بار عاطل شد، و زخمه بلبل خوش نوا در كام عيش و هوا شكست، و بناء كام بنا كام منهدم و لشكر صبر و آرام منهزم گشت‌

از هر بنا كه ماند ز ايّام يادگار

إلّا بناى حادثه محكم كه يافتست؟

و فلك بيدادگر آنچه بداده بود باز ستد، و روزگار شوريده در بخشيده رجوع روا داشت‌

چنين است آئين اين گنده پير

ستاند ز فرزند پستان شير»

پس هر چه اشتهار و بلند نامي در قرون بعد نصيب نصر اللّه منشي شد از راه انشاى همين كتاب بود. بعد ازو تا قرن نهم به انشاى فنّي مصنوع مطنطن كتابي بفارسي بخامه ادباى عالي قدر بقلم نيامد كه نويسنده آن بقصد پيروي كردن از سبك و شيوه نصر اللّه منشي نبوده باشد، و غالب ايشان در كتاب خود اشاره‌اي هم بشهرت عالمگير نصر اللّه، و گاه تصريحي به اينكه اقتفا بدو كرده‌اند گنجانيده‌اند، و أحيانا مقام خويش را در انشاي فارسي ما فوق رتبه نصر اللّه فرا نموده‌اند. فهرستي ناتمام، نزديك به چهل نام، از كتبي به نثر كه تأثير نصر اللّه منشي در آنها نمايان است و ذيلا بيايد نشان مي‌دهد كه نويسندگان از هر صنف و هر طايفه با كتاب او آشنا بوده‌اند و آن را خوانده‌اند و از آن پيروي و اقتباس كرده‌اند، و اين غير از كتب منظوم است، مثل مثنوي، كه سرايندگان آنها حكايات كليله را گرفته‌اند، و غير از ترجمه‌ها و تحريرهائي به تازي و تركي و فارسي است كه از روى كليله نصر اللّه منشي كرده‌اند:

اخلاق محتشمي، اخلاق ناصري، الأدب الوجيز، الأوامر العلائيّة، بختيار نامه طبع نشده، بزم و رزم، بستان العقول، تاج المآثر، تجارب الأمم فارسي، تحفة الوزراء، ترجمه محاسن اصفهان، ترجمه ملل و نحل، ترجمه يميني، تزجية الأعصار، التّوسّل إلى الترسّل، جهانگشاى جويني، چهار مقاله عروضي، درّة الأخبار، راحة الصّدور، رساله مناظره گل و مل، روضة أولي الألباب، روضة العقول، سمط العلى، سندباد نامه، عقد العلى، فرائد السّلوك، مرزبان نامه، مرصاد العباد، المعجم في آثار ملوك العجم، المعجم في معايير أشعار العجم، معيار الصّدق، مكارم اخلاق، منشآت‌