ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٤
نسلهاى گذشته كه الفاظ او را از نفهميدگي يا بي امانتي و نادرستي تغيير داده و بغلط نقل و ترويج كردهاند رشوت دهم و ضبط آنان را اختيار كنم، بلكه خواستهام از ميان وجوه مختلفي كه در نسخ ديده ميشود آن را بيابم و ضبط كنم كه باعتقاد خودم و به دلايلي كه ميتوانم إقامه كنم نوشته نصر اللّه منشي بوده است. اگر در اين قصد بمنظور رسيده باشم زهي توفيق، و اگر در اين ضمن عيوب انشاء او و سهوها و اشتباههاى او را در ترجمه نيز معلوم كرده باشم چه باك. و ليكن اگر در اين عمل خود مرتكب خبط و خطائي شده باشم و انتقادات مستدلّ دور از غرض مرا متنبّه سازد كمال امتنان را خواهم داشت[١].
چنانكه از فهرست نسخ مورد استفاده معلوم خواهد شد متأخّرترين نسخه خطّي كليله و دمنه كه از براى مقابله متن بكار بردهام از قرن هشتم هجري است، و نسخه كليله بايسنغري (قرن نهم) هم گاهگاهي مورد مراجعه بوده است. از چاپهاى كليله هيچ استفادهاي نشده است و در اختلاف قراءات اشارهاى بآنها نكردهام و ببيان اغلاط آنها وقت و كاغذ تلف نكردهام. جناب آقاى محمّد فروزان در سلسلههاي مقالاتي كه در مجلّات ارمغان و آموزش و پرورش و يغما منتشر گرديد بعضي از آن غلطها را بر شمردهاند و تصحيحي پيشنهاد فرموده، اگر چه معدودي از آن تصحيحات پيشنهادي با متون قديم نميسازد. هر كس كه ميل دارد ميتواند متون چاپي سابق را با اين نسخه مقابله كند و اختلافات را ببيند، شايد به نتيجهاي برسد كه بنده رسيدهام.
از براى تفهيم دانش آموزان و تلقين مستفيدان در شرح و توضيح عبارات كتاب بقدر امكان از نوشتن معاني لغات و، دادن ترجمهاي از آيات و احاديث و اشعار و امثال و، توضيح قواعد دريغ نكردم. ترجمهها عموما نزديك به تحت اللّفظ و بقصد روشن
______________________________
(١٣)
ممكنست بر من اعتراض كنند كه «چرا آنجا كه ضبط صحيح فلان لفظ در يكي از نسخ، و لو
متأخّر، يا حتّى چاپي، بوده است نفع نصر اللّه منشي را در نظر نگرفته و غلط را به
نسّاخ نسبت نداده و آن را از نويسنده كتاب دانستهاي؟»- امّا بنده تا اطمينان حاصل
نكردهام كه خطائي از خود نصر اللّه منشي بوده است آن را باو نسبت ندادهام. من
باب مثال، ترجمه يراعه به نى پاره (١١٧/ ١ ح) در كليله و دمنه منظوم قانعي طوسي هم
(كه بر مبناى همين ترجمه نصر اللّه منشي بوده است) ديده ميشود (ق ٣٧ پ):
|
ازيشان يكي پاره نى بديد |
چو روشن نمودش فغان بركشيد |
|
[١] ممكنست بر من اعتراض كنند كه« چرا آنجا كه ضبط صحيح فلان لفظ در يكي از نسخ، و لو متأخّر، يا حتّى چاپي، بوده است نفع نصر اللّه منشي را در نظر نگرفته و غلط را به نسّاخ نسبت نداده و آن را از نويسنده كتاب دانستهاي؟»- امّا بنده تا اطمينان حاصل نكردهام كه خطائي از خود نصر اللّه منشي بوده است آن را باو نسبت ندادهام. من باب مثال، ترجمه يراعه به نى پاره( ١١٧/ ١ ح) در كليله و دمنه منظوم قانعي طوسي هم( كه بر مبناى همين ترجمه نصر اللّه منشي بوده است) ديده ميشود( ق ٣٧ پ):
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|