هولوكاست؛ دروغ مقدس غرب (به ضميمه مصاحبه با پرفسور فوريسون) - محمدى، عليرضا - الصفحة ٩٠
كه مفهوم آن را درك نكردهايد.
خب، حالا، آيا من اميدى دارم؟ راستش، نه! به خاطر اينكه وقتى در سال ١٩٧٤، يعنى حدود ٢٥ سال پيش كارم را شروع كردم، فكر مىكردم كه قطعاً يك روزى مردم حقيقت سادهاى مثل اين را درك خواهند كرد. چرا كه درك اين حقايق خيلى ساده است.
اما در واقع، هر چه جلوتر مىروم، مىبينم سازمانهاى صهيونيستى قادرند همه مردم را شستشوى مغزى بدهند و حتى عليه آدمهايى مثل من، قوانين ويژهاى را وضع كنند. در سال ١٩٩٠ آنها يك قانون مخصوص عليه شخص من وضع كردند.
حالا اگر شما به پاريس برويد و با هر وكيلى صحبت كنيد، آنها به خوبى مىتوانند براى شما در مورد قانون «لكس فوريسونيا» صحبت كنند.
اين اصطلاح، واژهاى لاتينى، به معناى «قانون عليه فوريسون» است. خب، مىبينيد كه آنها توانستهاند حتى يك قانون مخصوص هم عليه من بسازند.
من ناچارم بگويم كه گاهى خيلى مستأصل مىشوم. بايد به اين حقيقت اعتراف كنم. تحمل اين وضع، براى همسرم خيلى سخت است. همين طور براى فرزندانم.
ولى ما حس مىكنيم كه شما تنها نيستيد. شايد چنين تصور كنيد كه در اين گوشه دنيا غريب هستيد، اما در واقع تنها نيستيد.
درست است كه شما را منزوى كردهاند ولى شما تنها نيستيد.
بلى، درست است. من تنها نيستم. توى دنيا مردم زيادى