هولوكاست؛ دروغ مقدس غرب (به ضميمه مصاحبه با پرفسور فوريسون) - محمدى، عليرضا - الصفحة ٧٤
نازىها دشمنان عقيدتى و رقباى سياسى خودشان، خصوصاً كمونيستها، روشنفكران مستقل و حتى كشيشهاى مخالف با مرام «برترى نژادى قوم ژرمن» هيتلريسم را يكجا دستگير و روانه اين اردوگاهها مىكردند. بعد هم با شروع جنگ و گسترش دامنه آن در اروپا، بر فهرست عناصر ناباب از ديد نازىها، كه بايد راهى اردوگاهها مىشدند، سياههاى از اسامى طرفداران جنبش كمونيستى اروپا، اعضاى نهضتهاى مقاومت ضدنازى و حتى مسيحيان منتقد نسبت به عملكرد آلمانها هم افزوده شد. شايد شنيده باشيد كه مثلًا اكثريت قريب به اتفاق اعضاء، هوادارن و رهبران حزب كمونيست قدرتمند آلمان به همراه رهبر اين حزب؛ «ارنست تلمان» را روانه اردوگاهها كردند و آنها در همان جا مردند. اما صبر كنيد! پس چه بلايى بر سر مقتدرترين گروه سياسى-/ مالى يهوديان آلمان؛ يا همان «گروه صهيونيستى آلمان» آمد؟ آيا نازىها نبايد پيش از هر گروه و جريان اجتماعى نامطلوبى، ابتدا به سراغ آنها مىرفتند؟ متأسفانه بايد به شما بگويم كه در اينجا ما با يك «كمدى تاريخى» سر و كار پيدا مىكنيم.
كمدى تاريخى؟ متوجه منظورتان نشديم.
صبور باشيد، من اين اصطلاح را با توجه كامل به بار محتوايى آن به كار بردم. اين نازىها نبودند كه سروقت اين آقايان رفتند، بلكه رهبران «گروه صهيونيستى آلمان» بودند كه از فرداى به قدرت رسيدن حزب ناسيونال سوسياليست آقاى هيتلر، به دستبوسى نازىها شرفياب شدند و روابط بسيار