هولوكاست؛ دروغ مقدس غرب (به ضميمه مصاحبه با پرفسور فوريسون) - محمدى، عليرضا - الصفحة ٦١
چه شد كه اكنون ما در اين كشور، چنين قانونى را داريم.
لازم است كمى به عقب برگرديم. ببينيد! من يك استاد دانشگاه بودم كه ابتدا در «دانشگاه سوربن» پاريس و بعد از آن در دانشگاه شهر ليون تدريس مىكردم. در سال ١٩٧٨ در روزنامه پر آوازه «لوموند» فرانسه، مقالهاى نوشتم كه با چاپ آن گرفتار دردسرى بزرگ شدم. در حقيقت از همان زمان بود كه من با سازمانهاى يهودى و شاخههاى چماقدار آنها در فرانسه و خارج از اين جا، درگير مسايلى جدى شدم.
يعنى آن مقاله جهتگيرى ضديهودى يا به اصطلاح آنتى سميتيستى داشت؟ متوجه هستيد چه مىگوييم يعنى ساختار آن منطبق با شعارهاى افراطى دست راستىهاى اينجا، از قبيل «جبهه ملى فرانسه» و رهبر آن؛ «ژان مارى لوپن» بود؟
نه! ابداً. اشتباه نكنيد. من يك دانشمندم، نه يك سياستمدار پرمدعا يا چيزى از اين قبيل. همين جا بايد بگويم كه من واقعاً معتقد بودم كه در دوران جنگ جهانى دوم و اشغال اروپا توسط آلمانها، يهوديان اروپايى متحمل مصائب و فجايع زيادى شده بودند. من باور داشتم كه اردوگاههاى جنگى وجود داشتند. هر چند، اين واقعيت، متأسفانه در تاريخ بشر پديده نوظهورى نبوده و نيست. من مىدانستم كه در بعضى از آن اردوگاهها، كورههايى جهت سوزاندن اجساد مردگان وجود داشته كه امرى طبيعى است. به خصوص در مقطعى كه بيمارىهاى واگيردار از قبيل تيفوس و امثال ذلك وجود دارند، شما لازم است براى اجتناب از شيوع بيمارى، اجساد مردگان را