سيره آفتاب - خميني، سید روح الله - الصفحة ٣٤
مغرور به رحمت حق مباش
پسرم! گناهان را، هر چند كوچك به نظرت باشند، سبك مشمار: «انْظُر الى مَنْ عَصَيتَ»[١] و با اين نظر، همه گناهان، بزرگ و كبيره است.
به هيچ چيز مغرور مشو، [حتى به] خداى تبارك و تعالى كه همه چيز از او است و اگر عنايت رحمانيش از موجودات سراسر عالم وجود، لحظهاى منقطع شود اثرى، حتّى از انبياء مرسلين و ملائكه مقربين باقى نخواهد ماند، چون همه عالم جلوه رحمانيت او- جلّ و علا- است و رحمت رحمانى او- جلّ و علا- به طور استمرار مبقى[٢] نظام وجود است كه گاهى تعبير شود از آن به «بسط و قبض فيض على سبيل الاستمرار».
در هر حال حضور او را فراموش مكن و مغرور به رحمت او مباش، چنانچه مأيوس نبايد باشى. و مغرور به شفاعت شافعان عليهم السلام مباش كه همه آنها موازين الهى دارد و ما از آنها بىخبريم.
مطالعه در ادعيه معصومين عليهم السلام و سوز و گداز آنان از خوف حق و عذاب او، سرلوحه افكار و رفتارت باشد. هواهاى نفسانى و شيطان نفس اماره ما را به غرور وامىدارد و از اين راه به هلاكت مىكشاند.[٣]
نكتهاى مهم در خود سازى
پسرم! براى ماها كه از قافله «ابرار» عقب هستيم يك نكته دلپذير است و آن چيزى است كه به نظر من شايد در ساختن انسان كه در صدد خود ساختن است دخيل است.
بايد توجّه كنيم كه منشأ خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و
[١] - بنگر چه كسى را نافرمانى كردهاى
[٢] - عامل بقاء
[٣] - وعده ديدار، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله، نامه ٢٦/ ٤/ ١٣٦٣