سيره آفتاب

سيره آفتاب - خميني، سید روح الله - الصفحة ١١٣

حضرت بقية اللّه فرموده‌اند

يك روز منزل آقاى فاضل لنكرانى‌[١] از استادان حوزه علميه قم بودم. ايشان به نقل از يكى از دوستانشان تعريف كردند كه:

در نجف اشرف درخدمت امام بوديم و صحبت از ايران به ميان آمد، من گفتم:

اين چه فرمايشهايى است كه در مورد بيرون كردن شاه از ايران مى‌فرماييد؟ يك مستأجر را نمى‌شود از خانه بيرون كرد، آن وقت شما مى‌خواهيد شاه مملكت را بيرون كنيد؟ امام سكوت كردند. من فكر كردم شايد عرض مرا نشنيده‌اند. سخنم را تكرار كردم. امام برآشفتند و فرمودند: فلانى!

چه مى‌گويى؟ مگر حضرت بقيةاللّه امام زمان، صلوات اللّه عليه، به من (نستجير باللّه) خلاف مى‌فرمايند؟ شاه بايد برود.[٢]

اثر نوار كاست‌

در مقاطع حساس و شرايطى كه ملت نياز به راهنمايى‌هاى امام و سخنان هشداردهنده ايشان پيدا مى‌كرد، امام سخنرانى مى‌كردند و سخنانشان بر نوار كاست ضبط و به ايران فرستاده مى‌شد. اين نوارها كه در ميان مردم دست به دست مى‌گشت، در انتقال پيامهاى رهبر بسيار مؤثر بود. روزنامه گاردين در اين مورد نوشته بود: يك نوار كاست سخنان آقاى خمينى به اندازه يك پارتيزان در پيشبرد مبارزه نقش‌دارد.[٣]

پيام شاه به امام‌

در پاريس كه بوديم رفت و آمدهاى وسايل، مخفى و بعضى وقتها آشكار بود، براى اين‌كه ما را وادار كنند كه دست برداريم. مى‌گفتند هر چه مى‌خواهيد مى‌دهيم، هر


[١] - منظور حضرت آيت اللّه فاضل لنكرانى از مراجع فعلى تقليد مى‌باشند

[٢] - حجّت‌الاسلام كوثرى: پا به پاى آفتاب، ج ٤، ص ١٢٥

[٣] - حجّت‌الاسلام سيد حميد روحانى: پابه پاى آفتاب، ج ٣، ص ١٥٦