سيره آفتاب - خميني، سید روح الله - الصفحة ١٢٧
امام مىگرفتند، عدهاى با آن مخالفت كردند.
امام با شاه مخالف بود، مبارزه كرد، تبعيد شد، عدهاى گفتند: مگر مىشود با شاه شيعه مبارزه كرد؟ خوب، اگر اين جهل نيست، پس جهل چيست؟ همانها كه جهل و خرافه چشمشان را بسته بود، نسبت تارك الصلوة بودن، روزه نگرفتن، دروغ گفتن و ... را به امام دادند.[١]
دفاع از نظام، شوخى بردار نيست
خدمت فرزندان عزيز، نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى و وزراى محترم دامت افاضاتهم؛ با سلام. شنيدم در جريان امر حضرت آقاى منتظرى نيستيد و نمىدانيد قضيه از چه قرار است.
همين قدر بدانيد كه پدر پيرتان بيش از دو سال است در اعلاميهها و پيغامها، تمام تلاش خود را نموده است تا قضيه بدين جا ختم نگردد، ولى متأسفانه موفق نشد. از طرف ديگر وظيفه شرعى اقتضا مىكرد تا تصميم لازم را براى حفظ نظام و اسلام بگيرد، لذا با دلى پرخون حاصل عمرم را براى مصلحت نظام و اسلام كنار گذاشتم.
ان شاء اللّه خواهران و برادران در آينده تا اندازهاى روشن خواهند شد.
سفارش اين موضوع لازم نيست كه دفاع از اسلام و نظام شوخىبردار نيست و در صورت تخطى، هر كس در هر موقعيت، بلافاصله به مردم معرفى خواهد شد.
توفيق همگان را از خداوند متعال خواستارم.[٢]
[١] - حجّتالاسلام سيد احمد خمينى: پابه پاى آفتاب، ج ١، ص ٦٧- ٦٦
[٢] - صحيفه نور، ج ٢١، ص ١١٦- ٢٦/ ١/ ١٣٦٨( پيام امام به مناسبت عزل آقاى منتظرى از منصب قائم مقام رهبرى)