سيره آفتاب - خميني، سید روح الله - الصفحة ٢٤
يابيم و انكار معارف الهى و جلوههاى رحمانى را براى خود مقامى محسوب نكنيم و به آن افتخار نكنيم كه تا ابد محبوس در چاه وَيْلِ خود خواهى و خودبينى شويم.
در نقلى است كه: «خداوند تعالى به يكى از انبياء خود خطاب كرد كه يكى را كه از خود بدتر مىدانى به ما عرضه كن، و او لاشه مردار حِمارى را چند قدم كشاند كه عرضه كند و پشيمان شد. خطاب شد كه اگر آورده بودى از مقام خود سقوط كرده بودى».
من نمىدانم كه اين نقل اصلى دارد يا نه، لكن در آن مقام كه اوليا هستند شايد نظر به برترى خود، سقوط آوَرَدْ كه آن خود بينى و خود خواهى است.
اگر اين گونه [است، آن وقت متوجه مىشويم كه] چرا پيمبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم از ايمان نياوردن مشركان، آن گونه تأسف و تأثر جان فرسا داشت كه مخاطب شد به خطاب:
«لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى اثارِ هِمْ انْ لَمْ يُؤمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ اسَفاً»[١]؛ جز آنكه به همه بندگان خدا عشق مىورزيد و عشق به خدا عشق به جلوههاى او است.
او از حجابهاى ظلمانى خود بينىها و خود خواهىهاى منحرفان كه منجر به شقاوت آنان و منتهى به عذاب اليم جهنّم كه ساخته و پرداخته اعمال آنان است رنج مىبرد و سعادت همه را مىخواست؛ چنانچه براى سعادت همه مبعوث شده بود و مشركان و منحرفان كوردل با او كه براى نجات آنان آمده بود دشمنى مىكردند.
ما و تو اگر توفيق يابيم كه بارقهاى از اين عشق به جلوههاى حق كه در اولياى اوست در خود ايجاد كنيم و خير همه را بخواهيم به يك مرتبه از كمال مطلوب رسيدهايم.
خداوند تعالى دلهاى مرده ما را به فيض رحمت خود و رحمت برگزيده خود كه رحمة للعالمين است حيات بخشد.[٢]
[١] - اى رسول! نزديك است كه اگر امّت به قرآن ايمان نياورند جان عزيرت را از شدت حزن وتأسف بر آنان هلاك سازى. سوره كهف( ١٨): آيه ٦
[٢] - وعده ديدار، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله، نامه ٨/ ٢/ ١٣٦١