سيره آفتاب - خميني، سید روح الله - الصفحة ٢٨
مطلع شدند كه كافرى هفتاد ساله مرده است[١].
اگر حديث صادر شده باشد، شايد آن بعض از اهل حال بوده يا با تصّرف رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به گوششان رسيده، براى تنبيه غافلان و هشيارى جاهلان؛ اگر هم حديث- كه الفاظش را ياد ندارم- صادر نشده باشد لكن مطلب همين است.
ما يك عمر رو به جهنّم سير مىكنيم و يك عمر نماز، كه بزرگترين يادگاه خداى متعال است، پشت به حق و خانه او- جلّ و علا- و رو به خود و خانه نفس به جا مىآوريم و چه دردناك است كه نمازما كه بايد معراج ما باشد و ما را به سوى او و بهشت لقاء او برد به سوى خود ما و تبعيدگاه جهنّم برد.
پسرم! اين اشارتها نه براى آن است كه امثال من و شما راهى براى معرفت اللّه و عبادت اللّه به آن گونه كه حق او است، پيدا كنيم با آنكه از اعرف موجودات[٢] به حق تعالى و حق عبادت و بندگى او- جلّ و علا- نقل شده است كه:
«ما عَرَفناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَ ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِك»[٣]؛ بلكه براى آن است كه عجز خويش را بفهميم و ناچيزى خود را درك كنيم و خاك بر فرق انانيّت خود ريزيم بلكه از سركشى اين غول بكاهيم، باشد كه توفيق يابيم مهارى و لگامى بر او زنيم، كه از خطر عظيمى كه جان را يادش مىسوزاند، رهايى يابيم.[٤]
وارستگى از دنيا، وسيله آرامش قلوب
فرزندم! كّر و فّر دنيا و نشيب و فراز آن به سرعت مىگذرد و همه زير چرخهاى
[١] - علم اليقين، المقصد الرّابع، الباب الثالث عشر، الفصل الرّابع
[٢] - منظور وجود مقدس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است
[٣] - آنچنان كه حق معرفت تو است، تو را نشناختيم و آنگونه كه حق عبادت تو است، تو را عبادتنكرديم، مرآت العقول كتاب الايمان و الكفر، باب الشكر
[٤] - وعده ديدار، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله، نامه ٨/ ٢/ ١٣٦١