سيره آفتاب - خميني، سید روح الله - الصفحة ٢٦
حلالش باشد، رأس همه خطايا است[١]؛ چه خود حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنياى حرام مىكشد.
تو جوانى و با قدرت جوانى كه حق داده است مىتوانى اولين قدم انحراف را قطع كنى و نگذارى به قدمهاى ديگر كشيده شوى كه هر قدمى، قدمهايى در پى دارد و هر گناهى- گرچه كوچك- به گناهان بزرگ و بزرگتر انسان را مىكشد، به طورى كه گناهان بسيار بزرگ در نظر انسان ناچيز آيد؛ بلكه گاهى اشخاص به ارتكاب بعض كبائر به يكديگر فخر مىكنند و گاهى به واسطه شدّت ظلمات و حجابهاى دنيوى، مُنكَر به نظر معروف؛ و معروف، منكَر مىگردد.[٢]
«حبّ دنيا» اساس بدبختىها و هلاكتها
پسرم! آنچه مورد نكوهش و سرمايه و اساس شقاوتها و بدبختىها و هلاكتها و رأس تمام خطاها و خطيئهها است حبّ دنيا است كه از حبّ نفس نشأت مىگيرد.
عالَمِ مُلْكْ[٣] مورد نكوهش نيست بلكه مظهر حق و مقام ربوبيّت او است و مهبط ملائكة اللّه و مسجد و تربيت گاه انبيا و اولياء اللّه عليهم السلام است و عبادتگاه صلحا و محلّ جلوه حق بر قلوب شيفتگان محبوب حقيقى [است]، و حبّ به آن اگر ناشى از حبّ به خدا باشد و به عنوان جلوه او- جلّ و علا- باشد، مطلوب و موجب كمال است و اگر ناشى از حبّ به نفس باشد رأس همه خطيئهها است.
پس دنياى مذموم در خود تو است، علاقهها و دلبستگىها به غيرِ صاحبْ دل،
[١] - مضمون روايتى است از امام سجاد عليه السلام:« حب الدنيا رأس كل خطيئة» و روايتى است از امامصادق عليه السلام:« رأس كل خطيئة حب الدنيا»- اصول كافى، كتاب الايمان و الكفر، باب ذم الدنيا و الزهد فيها، حديث ١١ و باب حب الدنيا و الحرص عليها، حديث ١
[٢] - وعده ديدار، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله، نامه ٢٦/ ٤/ ١٣٦٣
[٣] - دنيا