سياست چيست؟ - اختر شهر، رجبعلى - الصفحة ٨٦
ج) خواجه نصير الدين طوسى (٥٩٧- ٦٦٧ ه ق)
خواجه معتقد است كه انسان به طور طبيعى مدنى است؛ يعنى طبعا نيازمند به اجتماع (مدنى بالطبع) است. پس نوع انسان به طور طبيعى به اجتماع محتاج است و در اجتماع نياز به ديگران دارد و كارها نيز بدون اجتماع و جامعه سامان نمىيابد. پس انسان نيازمند اجتماعى است كه از نظر وى «تمدن» ناميده مىشود:
انسان به طور طبيعى مدنى است؛ يعنى طبعا نيازمند به اجتماع است كه تمدن ناميده مىشود.[١] از طرفى چون انگيزههاى مردم مختلف است، وقتى وارد جامعه شوند، جامعه را دچار هرجومرج و بىنظمى مىنمايند و اگر افراد را به طبايع و ميل خود واگذارند، تعاون ايشان صورت نبندد و كار به دعوا و تنازع بينجامد.[٢] از اين رو، نوعى تدبير لازم است تا هريك از افراد جامعه، وظيفهى خود را بشناسند و به آن عمل نمايند و «دست هريك از آنان را از تعدى و تصرف در حقوق ديگران كوتاه كند» و اين تدبير را سياست خوانند.[٣] از نظر خواجه، اين سياست كه نوعى تدبير است، به عهدهى خداوند و امام است كه خواجه آن را «صاحب ناموس يا شارع به الهام الهى» مىداند و همينطور «ملك علي الاطلاق» كه ملك نيز به «تأييدى الهى» متمايز از ديگران است تا تكميل مردم براى او ميسر باشد.[٤]
[١] -« الانسان مدني بالطبع يعني محتاج بالطبع الي الاجتماع المسمي بالتمدن». همان، ص ٩٦- ٩٧.
[٢] - همان، ص ٢٥٢.
[٣] - همان، ص ٢٥٢.
[٤] - همان، ص ٢٥٣.