سياست چيست؟ - اختر شهر، رجبعلى - الصفحة ٨١
سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد. تمام مصالح جامعه را در نظر بگيرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگيرد و اينها را هدايت كند به طرف چيزى كه صلاحشان است.[١] بنابراين، سياست به منزلهى مجموعه روشهايى است كه حكومت به منظور رسيدن به اهداف خود در پيش مىگيرد. پس هدف سياست در حكومت «اجراى قوانين بر معيار قسط و عدل، جلوگيرى از ستمگرى و حكومت جابرانه، بسط عدالت فردى و اجتماعى، ممانعت از فساد و فحشا و انواع كجروىها و ... به منظور جلوگيرى از تباهى جامعه و راهبرى آن بر طبق موازين عقل و عدل و انصاف است».[٢] بر اين اساس، ديدگاه رايج و فراگير غربى در خصوص سياست، كه قدرت را عنصر محورى سياست مىدانند، با ديدگاه امام تفاوت دارد؛ زيرا امام قدرت را ابزرا مىداند و حضور خدا در صحنهى سياست و قدرت را بر فراز همهى قدرتهاى زمينى فرض مىكند. به عبرات ديگر، قدرت در صورتى قانونى، مشروع و صحيحى است كه طبق يك نظام اخلاقى معتبر، مستقل و مطلق، يعنى «قوانين الهى»، كه ناشى از ارادهى خداوند است، صورت پذيرد و در نهايت منجر به «هدايت جامعه» گردد. در نظر ايشان حكومت عدل الهى، به معناى نهادى كه مجرى سياستهاى پيش گفته است، از آرمانهاى مقدس قرآن به شمار مىرود.[٣] بنابراين از نظر امام خمينى (ره)، سعادت محور سياست و حكومت است و انسان متولى آباد كردن دنيا و آخرت خود است. در اين ديدگاه
[١] - همان.
[٢] - وصيتنامه الهى- سياسى، تهران، نشر اسوه، ١٣٦٩، ص ٢٣.
[٣] - همان، ص ٤.