سياست چيست؟ - اختر شهر، رجبعلى - الصفحة ٨٤
٣) گرايش كلام سياسى
تعليمات سياسى را، كه از وحى الهى ناشى مىشود، گرايش كلام سياسى مى گويند. هرگاه پرسشهاى مربوط به فلسفهى سياسى، كه به روش انتزاعى و عقلى پاسخ داده مىشوند، از طريق وحى الهى و متون دينى پاسخ داده شوند، گرايش مورد نظر كلام سياسى ناميده مىشود.[١] به عبارت ديگر، پاسخ به پرسشهايى همچون چگونگى عملكرد حكومتها، خاستگاه و كيفيت تحقق آنها، هدف حكومت و ... به كمك وحى الهى و متون دينى را كلام سياسى مىگويند. از جمله افرادى كه با اين گرايش سخن راندهاند، مىتوان به افراد زير اشاره كرد:
الف) شيخ طوسى (٣٨٥- ٤٦٠ ه ق)
وى در مورد سياست اسلامى، وجود حكومت را داراى وجوب عقلى مىداند:
آنچه دلالت بر وجود حكومت دارد، اين است كه حكومت از واجبات عقليه است؛ حكومت لطفى است كه عقل آن را واجب دانسته است.[٢] همينطور ايشان علاوه بر وجوب حكومت، وجود رهبر و سلطان را نيز جهت تأمين مصالح جامعه ضرورى مىداند:
كاركرد براى سلطان عادلى كه آمر به معروف و ناهى از منكر است، چيزهايى را در جايگاه خويش قرار مىدهد؛ نه تنها جايز است، بلكه بدان ترغيب و تشويق شده است و بعضا به حد وجوب از نظر حكمى رسيده
[١] - خسروپناه، عبد الحسين، سياست انتظار بشر از دين، پرسمان، ش ٦، ١٣٨٠.
[٢] - طوسى، ابو جعفر، الغيبه، ص ٥.