سياست چيست؟ - اختر شهر، رجبعلى - الصفحة ٧١
اگرچه حاكمى كه ظلم مىكند، بنا بر سورهى بقره آيه يكصد و بيست و چهار، شايستهى رهبرى نخواهد بود:
«لاينال عهدي الظالمين».
عهد من به ظالمين تعلق نمىگيرد.
امام رضا (ع) در تفسير اين آيه مىفرمايد:
اين آيه رهبرى همهى ستمگران را تا روز رستاخيز باطل ساخته و رهبرى را ويژهاى انسانهاى پاك و شايستهاى گرداند.[١] بنابراين در جامعهى اسلامى، سياستمدار كسى است كه نه تنها حقوق انسان را، بلكه به حق ناتوانترين جنبندگان نيز تجاوز نمىكند.
امام على (ع) فرمودهاند:
به خدا قسم اگر اقاليم هفتگانهى جهان را با هر چه زير آسمان آنهاست به من بدهند و در مقابل آن از من بخواهند كه به نافرمانى از خدا، پوست جويى را از دهان مورچهاى درآورم، چنين نخواهم كرد.
امروزه واژهاى ظلم را به معنى «خشونت» نيز به كار مىبرند و آسيب وجود خشونت را گاهى امر ضد اخلاقى بر مىشمارند. سياستمدار نبايد از نظر اخلاقى فردى خشن و خشونتطلب باشد؛ زيرا اين امر مشكلات و بحرانهاى زيادى را براى او و جامعه ايجاد مىكند. گاهى خشونت را يك امر سياسى مىدانند؛ در اين صورت، خشونت ابزارى است براى افزايش امنيت داخلى سياستمدار و افزايش نارضايتى مردم از جامعه و حكومت. در هر صورت امر خشونت براى سياستمدار يك آفت جدى محسوب شود.
[١] - كافى، ج ١، شماره ١/ ١٩٩.