سياست چيست؟ - اختر شهر، رجبعلى - الصفحة ٣٦
موجودى عبث، بيهوده و بدون هدف نيست؛ چرا كه خداوند عادل و حكيم است و افعال او همگى خوب و پسنديده و مشتمل بر مصلحت و حكمت مىباشد.
از مهمترين خصوصيات هستى مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
١) غرض از آفرينش هستى، مصلحت و منفعتى است كه انسانها بايد بدان نايل آيند و اين مصالح يا در حوزهى زندگى دنيوى و يا در احوال معاد و آخرت آنان است. پس هستى انسانها دو چهره دارد؛ يك چهرهى آن اين سويى، خاكى و دنيوى است و چهرهى ديگرش الهى، اخروى و آن سويى است.
٢) نظام موجود، نظام احسن و اكمل است؛ جهان به عدل و به حق برپاست.
٣) هدفهاى حكيمانه در خلقت جهان و انسان در كار است و هيچ چيزى نابجا و خالى از حكمت و فايده آفريده نشده است.
٤) در اين نظام، خداوند با هدايت پيامبران و اولياى معصوم (ع) ضررها را از زندگى انسان دفع و منافع را براى او حاصل مىگرداند و امر مبدأ و معاد آنان را سامان مىدهد.
ب) مبانى انسانشناختى
از ديدگاه سياست اسلامى، ماهيت انسان همان هستهى باطنى او است كه «فطرت» ناميده مىشود و نقشى اصلى و محورى در تنظيم حيات انسانى و بهكارگيرى قواى عقلانى و تجربى و استمداد از كلام وحيانى ايفا مىكند. فطرت به عنوان جوهرهى انسان، اصول و ارزشهاى انسانى را به صورت ثابت و پايدار در طول زمان حفظ مىكند و با گستردگى همهجانبهاش، دغدغه و مخاطرهى انسان را نسبت به جوانب شناخته شده و ناشناختهى دنيوى، اخروى، محدود و نامحدود حياتش، همواره زنده نگه مىدارد.