در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٢ - رأى و ادله اماميه

هستند، قابل قبول نيست؛ براى اين‌كه ملاك، عموميّت لفظ است، نه خصوصيّت سبب؛ چنان كه مفسّران مى گويند و مورد، باعث تخصيص عموميّت وارد نمى شود؛ چنان كه اصوليّون مى گويند بلكه مخاطب آيه، اعمّ از كافر و مؤمن مى باشد؛ به دليل اين‌كه چيزى كه مورد انكار قرار گرفته سجده براى كارى است كه علاوه بر اذعان و تصديق، استحقاق سجده را دارد و آن تلاوت قرآن كريم است. بديهى است كه قبح عدم سجده وقتى با انكار و تكبّر باشد، بسيار شديدتر مى شود؛ از اين رو، كفّار به عنوان مخاطبان اوّليّه اين آيه قرار گرفته‌اند، در حالى كه مخاطب حقيقى، اعمّ از كافر و مؤمن مى باشد؛ زيرا بسيار واضح است كه سجده جز به وسيله مؤمن انجام نمى گيرد و عاقلانه نيست كه آيه كفّار را به دليل عدم سجده به هنگام تلاوت آيات قرآن، مورد مذمّت و سرزنش قرار دهد، در حالى كه آنان بر كفر و عناد خويش باقى هستند بلكه عدم ايمان و عدم اذعان به آيات الهى از جانب كفّار را مورد مذمّت قرار مى‌دهد؛ زيرا قرآن مى فرمايد تنها ايمان به آيات، الهى كافى نيست بلكه شايسته است كه انسان هنگام قرائت اين آيات، سجده كند؛ از اين رو، آيه در ابتدا عدم ايمان و سپس عدم سجده را مورد مذمّت و سرزنش قرار داده است:

فَمَا لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ* وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ‌