در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٧ - رأى و ادله مذاهب سنى ديگر

«عمر بن خطّاب در جمعه‌اى، بالاى منبر آيه سجده را تلاوت كرد. در جمعه بعدى به هنگام قرائت سوره سجده‌دار، مردم مهيّاى سجده شده بودند كه وى گفت: «اى مردم! همانا خداوند اين سجده‌ها را بر ما واجب نگردانيده است، مگر اين‌كه خودمان بخواهيم. هر كس سجده كند، كار خوبى كرده است و هر كس سجده نكند، اشكالى ندارد و گناهى بر او نيست».

اين سخن عمر در حضور عدّه زيادى از مهاجرين و انصار و عدم مخالفت ايشان با او، دلالت بر اجماع مسلمين بر عدم وجوب سجده دارد.

از طرف ديگر، اين سجده‌اى است كه ممكن است بر مسافرى كه بر مركب خود نشسته و مشغول حركت است، واجب گردد، لذا مصلحت اقتضا مى كند كه واجب نباشد. و از آن‌جا كه سجده به هنگام اعاده تلاوت آيه واجب نمى باشد؛ بنابراين، هنگام تلاوت ابتدايى هم واجب نمى باشد، مثل طهارتى كه اگر اعاده آن واجب نباشد، ابتداى آن هم واجب نيست. و به خاطر اين‌كه هر سجده‌اى كه با ترك آن، نماز باطل نشود، در اين صورت آن سجده مستحب است، همانند سجده سهو.

امّا قول خداوند متعال كه مى فرمايد:

وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ‌[١]


[١] - انشقاق( ٨٤): ٢١.