دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧ - ابن ملجم
ابن ملجم
نویسنده (ها) :
نسیم عظیمی پور
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٢ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِبْنِمُلْجَم، عبدالرحمان مرادی (مق ٤٠ق / ٦٦٠م)، قاتل امام علی(ع)، که به واسطۀ نفرت شیعیان ایران از او باورها و مناسکی پدید آمده است.
با توجه به جایگاه و محبوبیت خاصّ حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) (ه م)، نزد مردم ایران، بدیهی است که ابنملجم، قاتل آن حضرت نیز در باور آنان سخت منفور است. بنابر باوری در میان ایرانیـان ــ کـه روایات موجود تاریخی آن را تأیید نمیکنند ــ ابنملجم در ٢٧ رمضان کشته شد. به همین سبب، مردم نقاط گوناگون ایران از دیرباز اعمال خاصی را در این روز و شب انجام میدهند. لعن ابنملجم، صرف کلهپاچه در این شب و دوختن پیراهن مراد، کمابیش از عناصر مشترک مراسم و اعمال مربوط به این شب در بیشتر نقاط ایران است (نک : دنبالۀ مقاله).
در دورۀ قاجاریه، برگزاری مراسم تعزیۀ زنانه در این شب بسیار مرسوم بود، بدینترتیب که جامهای سرخرنگ بر تن بانوی جوان نازیبایی میکردند و او را در نقش قطام ــ معشوقۀ ابنملجم (برای اطلاعات بیشتر، نک : دبا، ٤ / ٦٨٩) ــ میآراستند و قاصدی نیز پیاپی از ابنملجم برای وی پیغام میآورد. سرانجام، سر بریدۀ ابنملجم را که در پارچهای پیچیده بود، در برابر وی مینهادند و حاضران در مجلس به شادی میپرداختند («پیراهن ... »، ٣٤-٣٥). از دیگر رسمهای رایج در این شب برپایی مراسم حنابندان بود. مردم حاجتمند، با نیت برآورده شدن حاجات خود نذر میکردند تا در این شب، میان دیگران حنا پخش کنند و خود نیز حنا ببندند (همان، ٣٥).
مردم تهران در این شب کلهپاچه میخوردند و بسیاری نذر طبخ کلهپاچه داشتند، با این باور که سر ابنملجم را میخورند (شهری، طهران ... ، ٣ / ٣٦٤، تاریخ ... ، ٢ / ٥١٤). این رسم هنوز در برخی محلههای تهران پابرجا ست.
از دیگر اعمال مردم تهران در این شب گذشتن از زیر توپ مروارید (ه م)، حک پارهای طلسمات بر انگشتر شرفالشمس (برای اطلاعات بیشتر دربارۀ شرفالشمس، نک : ه م) و نوشتن طلسم، به نیت بختگشایی بود (شهری، طهران، ٣ / ٣٦٤، ٣٦٨). زنان و دختران دم بخت شب ٢٧ رمضان را ازجمله بهترین زمانها برای بختگشایی میدانستند. آنها برای گشودن بخت خود در این شب، قلب گوسفند سیاهی را زیر منبر مسجدی دفن میکردند یا قفل بستهای را به اولین مرد خارج شده از مسجد، پس از نماز مغرب میدادند، و از او میخواستند تا قفل را بگشاید؛ زمانی که مرد در حال گشودن قفل بود، آنها آرزوی بختگشایی میکردند و باور داشتند که بهزودی به خانۀ شوهر خواهند رفت. بهطورکلی، مردم در شب قتل ابنملجم تلاش میکردند شادی خود از مرگ ابنملجم و نفرتشان از عمل او را به شیوههای مختلف نشان دهند. مثلاً بهگزارش جعفر شهری (همان، ٣ / ٣٦٩) در تهران سدۀ گذشته، هم مردان و هم زنان در شب ٢٧ رمضان به حمام میرفتند و بر دستوپا و موی خود حنا میبستند. گاه با بودادن تخمه و شکستن آن به اظهار شادی میپرداختند. تخمه بودادن یا تخمه شکستن از جمله فعالیتها و رفتارهای ویژۀ زمان جشن و شادی بهشمار میرود. هیچگاه کسی در مجلس ختم یا زمان عزاداری و سوگواریهای مذهبی تخمه نمیشکند. شکستن یا بودادن تخمه در موقع مرگ ابنملجم نشانهای از شادی مردم است (همانجا).
برخی بر این باور بودند که با روشنکردن ١٢ فتیله در شب یا روز ٢٧ رمضان، به مراد خویش میرسند و حاجتروا میشوند (هدایت، ٧٨؛ آقاجمال، ٤٢).
از دیگر اعمال زنانه در این شب، دوختن و پوشیدن پیراهنی با نام پیراهن مراد (ه م) است (جمالزاده، ١ / ٢٩٩). به باور زنان برای حاجتروا شدن لازم است پارچۀ «پیراهن مراد» را از پول گدایی تهیه کرد (شهری، همان، ٣ / ٣٧٠، تاریخ، ١ / ٣٠٦). چنین بهنظر میرسد پوشیدن پیراهن نو در این روز، به نیت شادی برای قتل ابنملجم بوده است (مستوفی، ١ / ٣٣١). در واقع، به باور مردم شادیکردن از مرگ قاتل حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) موجب خرسندی خدا و اولیاءالله میشود و ائمه(ع) بهسبب چنین عملی شادمان میگردند و واسطه میشوند تا فرد از درگاه خداوند برآوردهشدن حاجاتش را بخواهد و سرانجام حاجتروا شود.
همچنین در تهران چنین مرسوم بود که زنهای مطلقه یا بیوه، در این شب، به نیت ثواب اخروی صیغه میشدند (شهری، همان، ٢ / ٥١٤). در این روز بر منبر مساجد، لطیفه و سخنان خندهدار گفته میشد و در مجالس زنانه مولودی برگزار میکردند (کتیرایی، ١١٤).
اهالی میبد در شب قتل ابنملجم، پس از تهیۀ آرد از ٧ زن فاطمه نام، نان طبخ میکردند و آن را برای تبرک نگاه میداشتند (جانباللٰهی، ٢-٣ / ٧٨).
مردم ابیانه از اواسط رمضان، ١٠ آدمک با پارچههای کهنه تهیه میکردند و با پوشاندن لباسهای ژنده به آنان و ریختن قدری باروت در سر آدمکها آنان را بر الاغ سوار میکردند و با خواندن ابیاتی هجوآمیز همچون: ابنملجمِ مراد / اُف به این گوشۀ کلات / / ابنملجم لعینه / سگ لعنتی همینه، آنان را در کوچهها حرکت میدادند. سپس آدمکها را به آتش میکشیدند (خوانساری، ١٣٩). این رسم در بروجرد و فرنق خمین نیز با اندکی تفاوت با نام «کُله مَرجوکُشون» همچنان برگزار میشود. در این شب خانوادهها پس از خوردن کلهپاچه، آدمکهای دستساز بهنام «کُله مرجو» را بر سر چوب میکنند و بر بالای بامها میروند و با خواندن ابیاتی، آنها را به آتش میکشند (کرزبر، ٢٩١-٢٩٢؛ وکیلیان، رمضان ... ، ١١٩-١٢٠).
اهالی بیرجند نیز تا چندی پیش اعمالی ویژه در شب مرگ ابنملجم که آن را «بیست و هفتما» مینامیدند، برگزار میکردند. معمولاً زنان و دختران جوان به «کمچلزی» (= قاشقزنی) میپرداختند؛ بهاینصورت که هریک در سبدی، آینه، شانه و سرمهدانی مینهادند و قاشقی در دست دیگر میگرفتند، به در خانههایی که از پیش تعیین شده بود، میرفتند و درحالیکه چهرۀ خود را زیر چادر پنهان کرده بودند، چند مرتبه با قاشق به در منزل میکوبیدند؛ آنگاه خانم خانه در منزل را بهصورت نیمهباز میکرد و سبد را از دست دختران میگرفت و به نیت تیمّن نخست شانه را بر موها، و سرمه را به چشمها میکشید و سرانجام در آینه مینگریست؛ آنگاه قدری پول در سبد میگذاشت و سبد را باز میگرداند. دختران و زنان، با تکرار این عمل و گردآوری قدری پول، در صبح روز ٢٧ رمضان پارچهای میخریدند و پس از دوختن پیراهن یا چارقد، آن را بر تن میکردند و بر این باور بودند که با این کار سراسر سال را در شادی به سر خواهند برد (رضایی، ٤٩٤-٤٩٥). این رسم در اردکان نیز با اندکی تفاوت برگزار میشود (طباطبایی، ٤٣٤) و در رفسنجان با عنوان «کلیدزنی» مرسوم است (وکیلیان، همان، ١٢٣).
اهالی سیرجان این شب را «به درک فرستادن ابنملجم» مینامیدند و شب را در مساجد به سر میبردند و به خوردن تخمه و شیرینی میپرداختند و ابنملجم را لعنت میکردند (مؤید، ٣٠٥).
زنان همدانی در این روز به نیت برآوردهشدن حاجات، پارچهای همراه نخ و سوزن به مسجد میبردند و میان نماز ظهر و عصر با آن پارچه کیسهای میدوختند و سکهای در آن مینهادند و بر این باور بودند که کیسه و سکۀ درون آن پربرکت خواهد بود («رمضان ... »، ٢٨٠).
اهالی کاشان در این شب مراسمی ویژه برگزار میکردند؛ ازجمله لعن ابنملجم و به آتشکشیدن آدمک او، قاشقزنی، دوختن پیراهن مراد و تهیۀ نانی مخصوص بهنام «بیستوهفتمی» برای رفع بلا و افزایش خیر و برکت (وکیلیان، «آداب ... »، ١٢٨- ١٢٩؛ اخوان، ١٥٨).
مردم یزد و آبادیهای اطراف آن، این شب را «شب دوست» یا «شب دوست علی» مینامیدند و به مراسم اجرا شده در این شب «دوسترفتن» میگفتند. جوانهای هر محله در این شب پس از گشودن روزه، گرد آمده و یک «سرکرده» یا «سرمد» از میان خود برمیگزیدند؛ سپس چهرهها را با چادر نماز میپوشاندند و به در خانههای دیگر اهالی میرفتند و با خواندن اشعاری، از اهل خانه خوراک یا پول طلب میکردند و این خوراکها اغلب عبارت بود از نانی مخصوص بهنام نان «بیستوهفتمی»، گندم، نخود، خرما، سنجد، حبه قند، نخودچی، کشمش، نبات، انجیر خشک، آجیل و زولبیا و بامیه که آنها را شفابخش و متبرک و گرهگشا، و سکهها را نیز مایۀ برکت میپنداشتند (وکیلیان، رمضان، ١٢١-١٢٣). همچنین زنان یزدی برای جلب نظر و محبت مردان مورد نظرشان اعم از همسر و جز آن در این روز انگشتری موسوم به «انگشترگردان» دست میکردند. نگین این انگشتر به شکل ورقـهای مستطیلی از جنس خـود انگشتر ــ طلا یا نقره ــ بود و بهنحوی بر انگشتر قرار میگرفت که قابل چرخش باشد و بر آن طلسم محبت حک میشد و حک این طلسم میباید در روز ٢٧ رمضان صورت میگرفت؛ نقش طلسم محبت چنین بود: طرح دوسر بر دو سوی ورقه حک میشد، یک سر نشانۀ صاحب انگشتر بود و سر دیگر نشانۀ شخص مورد نظر، سپس براساس حروف ابجد عددی مساوی با نام آن دو در زیر دوسر نقش و در وسط نیز آیاتی از قرآن حک میکردند. آنگاه صاحب انگشتر در مقابل شخص مورد نظر مینشست و نگین را به سمت وی میگرداند و ٣ مرتبه صلوات میفرستاد و بهصورت وی میدمید (همان، ١٢٧- ١٢٨).
مردم چهارمحال و بختیاری نیز در این شب به نیت نشاندادن ارادت خویش به امام علی(ع) و اظهار شادی از مرگ ابنملجم، نان ویژهای بهنام «کاکولی» طبخ میکردند («آیینها ... »، بش ).
در آذربایجان، دوختن کیسۀ «لعن ابنملجم» یا «برکت کیسهسی» در این شب مرسوم بود و زنان هنگام دوختن این کیسه، ابنملجم را لعن میکردند و بر این باور بودند که با همراه داشتن آن، هیچگاه دچار تنگدستی نمیشوند («آداب ... »، بش ).
در برخی از مناطق آذربایجان نیز ازجمله توابع جلفا روز ٢٧ ماه رمضان را که مصادف با مرگ ابنملجم است، جشن میگیرند. در این روز، جوانان با چوب و کاه آدمک ابنملجم را ساخته، پس از گرداندن در کوچه و خیابان آن را میسوزانند. نفرت شیعیان ایران از ابنملجم به اشعار شاعران نیز راه یافته است (برای نمونه، نک : نظیری، ٤٤٤؛ روحانی، ٨؛ ادیبالممالک، ٢ / ٥٠؛ حزین، ٦٥٦؛ فضولی، ١٤٣).
مآخذ
«آداب و رسوم مردم آذربایجان در ماه رمضان»، تبیان (مل )؛
آقاجمال خوانساری، محمد، عقاید النساء و مرآت البلهاء، به کوشش محمود کتیرایی، تهران، ١٣٤٩ش؛
«آیینهای رمضانی ایرانیان»، تقریب نیوز (مل )؛
اخوان، مرتضى، آداب و سنن اجتماعی فین کاشان، ١٣٧٣ش؛
ادیب الممالک فراهانی، محمدصادق، زندگی و شعر، به کوشش علی موسوی گرمارودی، تهران، ١٣٨٦ش؛
«پیراهن مراد و تشریفات دیگر این روز و این شب»، اطلاعات ماهانه، تهران، ١٣٣٦ش، شم ١١٠؛
جانباللٰهی، محمدسعید، چهل گفتار در مردمشناسی میبد، تهران، ١٣٨٥ش؛
جمالزاده، محمدعلی، هزار بیشه، تهران، ١٣٢٦ش؛
حزین لاهیجی، محمدعلی، دیوان، به کوشش ذبیحالله صاحبکار، تهران، ١٣٧٤ش؛
خوانساری ابیانه، زینالعابدین، ابیانه و فرهنگ مردم آن، تهران، ١٣٧٨ش؛
دبا؛
رضایی، جمال، بیرجندنامه، تهران، ١٣٨١ش؛
«رمضان در همدان»، فرهنگ مردم، تهران، ١٣٨٧ش، س ٧، شم ٢٦؛
روحانی، غلامرضا، کلیات اشعار و فکاهیات، به کوشش محمدعلی جمالزاده، تهران، سنایی؛
شهری، جعفر، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران، ١٣٧٨ش؛
همو، طهران قدیم، تهران، ١٣٨٣ش؛
طباطبایی اردکانی، محمود، فرهنگ عامۀ اردکان، تهران، ١٣٨١ش؛
فضولی، محمد، دیوان، به کوشش حسیبه مازی اوغلی، تهران، انتشارات دوستان؛
کتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، ١٣٧٨ش؛
کرزبر یاراحمدی، غلامحسین، فرهنگ مردم بروجرد، به کوشش علی آنیزاده، تهران، ١٣٨٨ش؛
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٤١ش؛
مؤید محسنی، مهری، فرهنگ عامیانۀ سیرجان، کرمان، ١٣٨١ش؛
نظیری نیشابوری، محمدحسین، دیوان، به کوشش محمدرضا طاهری، تهران، ١٣٧٩ش؛
وکیلیان، احمد، «آداب و مراسم ماه مبارک رمضان در کاشان و آبادیهای آن»، فرهنگ مردم، تهران، س ٥، شم ١٩ و ٢٠؛
همو، رمضان در فرهنگ مردم، تهران، ١٣٧٦ش؛
هدایت، صادق، فرهنگ عامیانۀ مردم ایران، تهران، ١٣٨١ش؛
نیز:
Taghribnews, http: / / www.taghribnews.ir / vdcfe١d٠.w٦djjagiiw.html; Tebyan, http: / / www.tebyan. Net / index.aspx?pid=١٠٠٦٩٥.
نسیم عظیمیپور