دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١ - بیرونی

بیرونی


نویسنده (ها) :
علی بلوکباشی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١١ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی (٣٦٢- پس از ٤٤٠ ق / ٩٧٣- ١٠٤٨ م)، دانشمند پرآوازۀ ایرانی که همچون پژوهشگران امروزی در عرصۀ مردم‌شناسی، راه و روش و بینش مردم‌شناختی داشت و نتایج مطالعاتش از مهم‌ترین دستاوردهای پیش از ظهور علمی مردم‌شناسی به شمار می‌رود. پژوهشگران ایران و جهان، بیرونی را دانشمندی ریاضی‌دان، اخترشناس، طبیعی‌دان، دین‌شناس، فیزیک‌دان،تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان به شمار آورده‌اند، اما بُعد علمی دیگر بیرونی که از نظرها پوشیده مانده، ساحت مردم‌شناسانۀ این فیلسوف است.
از ویژگیهای مهمی که امروزه برای هر پژوهشگر مردم‌شناس لازم می‌دانند، دانستن چند زبان و تعصب نورزیدن به قوم و فرهنگ قومی و دینی خود و بی‌طرف بودن در نقل وقایع، برداشتها و تحلیلها ست. از‌این‌رو، مردم‌شناسان می‌کوشند تا با آموختن زبان مردم جامعۀ مورد مطالعۀ خود و پرهیز از قوم‌مداری و تعصب‌ورزی، فاصله و احساس بیگانگی میان خود و مردم را بردارند و تا می‌توانند به مردم، فرهنگ و اندیشۀ آنان نزدیک شوند و در فضایی آشنا و صمیمی به مفاهیم فرهنگیِ رفتار و اندیشۀ آنان دست یابند (بلوکباشی، ٢٢).
بیرونی پژوهشگری بود که ویژگیهای یک مردم‌شناس را به‌کمال داشت و در حدود ٠٠٠‘١ سال پیش با رفتن به میان مردم، آموختن زبان و فرهنگ آنان و انس گرفتن با عقاید و رفتارشان به مطالعه پرداخت. وی زبانهای فارسی، عربی، عبری و سریانی را می‌دانست و به هنگام اقامت در هند زبان سنسکریت و چند زبان محلی دیگر را نیز آموخت. زبان‌دانی بیرونی بر توان او در کار پژوهش کتابخانه‌ای و میدانی افزود و او را در دستیابی به اطلاعات دربارۀ قومها، آداب و رسوم، اعتقادات، سنتها و فلسفۀ ادیان، به‌ویژه ادیان و مذاهب هندوان کمک کرد (نوشاهی، ١٠٧- ١٠٨؛ وامقی، ٤٨٦-٤٨٧؛ نجفی، ٩)؛ از این رو ست که یکی از محققان غربی به‌رغم گذشت حدود ٠٠٠‘١ سال از زمان زندگی بیرونی، او را به دورۀ ما نزدیک‌تر می‌داند تا به دورانی که وی در آن می‌زیست (کارا دو وو، II / ١٧٥؛ نیز نک‌ : یوسفی، ١٣).
بیرونی از نادر دانشمندانی بود که مانند یک مردم‌شناس امروزی دربند اندوخته‌های ذهنی خود نبود و با آزاداندیشی از پیش‌داوریهای جانب‌دارانه دوری می‌جست و در شرح و نقد و تحلیلهایش بینش بی‌غرضانۀ علمی داشت. ویل دورانت بیرونی را دانشمندی آفاقی‌مسلک معرفی می‌کند که در تحقیقات علمی و نقد روایات و متون، ازجمله انجیل، دقیق و دور از تعصب و جانب‌داری بوده است (٤ / ١٥٣). همو در مقایسۀ بیرونی با ابن‌سینا، او را به برخورداری از «امانت شکاک‌مآبانه، روح نقاد، وسعت‌نظر و آزادمنشی» می‌ستاید (٤ / ١٧٦). یار‌شاطر در مقدمه‌اش بر «سمپوزیوم بیرونی» به دو خصلت برجستۀ بیرونی: کنجکاوی جست‌وجوگرانه‌اش در پژوهش و بررسی منابع گوناگون، و روحیۀ بی‌طرف و واقع‌گرا و عدالت‌جوی او در مطالعۀ نژاد، زبان و عقاید دیگران ــ که او را در میان همتایانش ممتاز کرده بود ــ اشاره می کند (ص ٥). بیرونی برای نشان دادن بی‌طرفی خود و برکنار نگهداشتن خویش از اتهام به جانب‌داری از یکی از دو مذهبِ شیعه و سنی، یک انگشتریِ دونگینی از سنگ سپید و سیاه در انگشت می‌کرد که به ترتیب بیانگر مذهب شیعه و سنی بودند (بیرونی، الجماهر ... ،٣٥١-٣٥٢). برخی این کار را بازتابی از نفرت بیرونی از اختلافها و ستیزه‌های فرقه‌ای، و بعضی دیگر نشانی از بلند‌اندیشی و دوری‌گزینی او از تعصب دانسته‌اند (شابی، ٦٣-٦٤؛ ایرانیکا، IV / ٢٨٣).
روش پژوهشی بیرونی بر ٣ مقولۀ کلی نهاده شده بود: ١. گردآوری مواد از راه مشاهدۀ عینی و سندی؛ ٢. ذکر منابع کتبی و شفاهی؛ ٣. سنجش موضوعها و بررسی و نقد آنها (شابی، ١١٤- ١٢٨؛ نیز نک‌ : اذکائی، ابوریحان ... ، ٥٠). اینها همان روشها و اصولی است که امروزه در پژوهشهای مردم‌شناسی دقیقاً رعایت می‌شوند. «مشاهده» یکی از اصلهای استقرایی در پژوهشهایِ میدانیِ دانشمندانِ مردم‌شناس است. بیرونی در دیباچۀ تحقیق ما للهند ــ که درواقع دربارۀ جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی هند است ــ با نقل این مثل «لیس الخبر کالعیان» (شنیدن کی بود مانند دیدن) می‌نویسد: «مشاهده، ادراک عینی نگرنده از نمود مورد نظر در زمان وجود و مکان حصول آن است» (ص ١؛ نک‌ : اذکائی، «بیرونی ... »، ٢٠). اذکائی به‌درستی بیان می‌کند که بیرونی در این تعریف، هر دوگونۀ مشاهدۀ «منفعل» (به عبارت «در زمان وجود») و «فعّال» (به عبارت «در مکان حصول») را به‌مراتب جامع‌تر و مانع‌تر از دیدگاه و بیان علمای اثباتی روش‌شناس اروپایی بیان کرده است ( ابوریحان، نیز «بیرونی»، همانجاها).
روش بیرونی در شناخت و پژوهش ادیان و «پدیده‌شناسی دین» و جست‌و‌جو در یافتن اصول و قواعد مشترک برای شناخت حیات دینی مردم جهان و کاربرد شیوۀ تطبیقی در بررسی رفتارهای دینی مردم و تمسک به «اپوخه» یا «تعلیق و توقیف تصورات و داوریهای شخصی» برای فهم اغراض و معانی امور دینی، با شیوه‌های نهضت پیشرو غربی در دین‌پژوهی، پدیده‌شناسی دین و روش نوین و پیشرفتۀ مردم‌شناسان در پژوهش دین و مذهب سازگاری دارد (مجتبائی، «بیرونی و علم ... »، ١٣١، «بیرونی و هند»، ٢٦٤).
زمینۀ اساسی روش‌شناسی مردم‌شناختی بیرونی در دین‌پژوهی را می‌توان در ساختار کتاب تحقیق ماللهند یافت. دیباچه و مقدمۀ این کتاب منحصراً داده‌های مردم‌نگارانۀ دینی را دربر می‌گیرد. در فصلهای آغازینِ کتاب، بیرونی به مباحث آموزه‌ای، همچون خدا، آفرینش، تناسخ ارواح، رستگاری و بت‌پرستی می‌پردازد، در صورتی که در فصلهای پایانی دربارۀ مجموعه‌ای از شعائر دینی، آداب تشرف و مراسم تدفین، قربانیهای الزامی و قواعد و اصول تغذیه همراه با روزه، زیارت، و برگزاری جشنها بحث و گفت‌وگو می‌کند (لارنس، ٢٩). لارنس معتقد است که بیرونی در فصلهای پایانی این کتاب نقش یک مردم‌شناس پیش‌مدرن را دارد. همو در تحلیل نهایی از شخصیت علمی بیرونی، می‌گوید شایسته است که بیرونی را یک فیلسوف مردم‌شناس بدانیم (نک‌ : ایرانیکا، IV / ٢٨٦).
بیرونی همچون علمای دیگر دوران خود مردم جامعه (امت) را به دو دستۀ خواص (فرادستان) و عوام (فرودستان) تقسیم می‌کرد، خواص را صاحب علم و کمال، و عوام را جاهل و اهل تعبد و بت‌پرستی می‌دانست. گرایش خواص را عموماً به مسائل عقلانی و بحث و جدل در اصول و ژرفای قضایا، و گرایش عوام را به محسوسات می‌انگاشت (نک‌ : تحقیق، ١٨- ١٩؛ نیز نک‌ : اذکائی، ابوریحان، ٣٩؛ شابی، ٩١). بدین سبب است که بیرونی را دانشمندی نخبه‌گرا دانسته‌اند که با‌سوادی و فرهیختگی را ارزش می‌نهاد و بی‌سوادی را با جهل و حتى ارتداد برابر می‌گرفت (لارنس، ٤٣). با این‌ همه، او رفتارها و باور‌های سخیف و خرافی را که میان دو گروه نخبگان و عامۀ مردم رواج داشت، بی تعمق و تحقیق و آزمون نمی‌پذیرفت.
ردِ بسیاری از مثلهای رایج و باورهای مشهور و متداول میان مردم دربارۀ خواص برخی از سنگها و گوهرها، مانند خاصیت سمی و کشنده‌بودن الماس و خاصیت زمرد در کور‌کردن افعی (بیرونی، الجماهر، ١٧٤، ٢٧٢؛ نیز نک‌ : همایی، مقدمه بر ... ، ٦٢-٦٣، «افکار ... »، ١٠٤-١٠٦) و خاصیت «سنگِ باران» که محمد بن زکریا رازی هم خاصیت اثربخشی آن را پذیرفته بود (بیرونی، همان، ٣٥٧-٣٦٠)، نمونه‌هایی از آزمونها و عملیات تجربی بیرونی است.
بیرونی در اثبات گرایش عامۀ مردم به محسوسات، از رفتار پیروان ادیان یهودی، مسیحی، مانوی و اسلامی هنگام روبه‌رو شدن با شمایل مقدسان خود یاد می‌کند و مثلاً بوسه زدن مسلمانان بر شمایل پیامبر اسلام (ص) و تصویرهای کعبه، مالیدن صورت و گونه‌ها بر شمایل و زانو زدن بر خاک در برابر شمایل را نمونه می‌آورد و می‌نویسد مردم با چنین رفتارهایی می‌پندارند که پیامبر (ص) را در پیشِ رو می‌بینند و یا گویی که به مناسک حج و عمره رفته‌اند (نک‌ : تحقیق، ٨٤).
بیرونی بنیان‌گذار و آغازگر مطالعات تطبیقی در زمینۀ دین‌پژوهی یا مردم‌شناسی دین و فرهنگها ست. او در مطالعۀ تطبیقی ادیان و طبقه‌بندی مردم جامعۀ هند، اساس پژوهش را بر مبانی واقعیتهای عینی مذهبی و نهادهای اجتماعی و فرهنگی در جامعه و آرمانها و عقاید مردم نهاده است که از شکل‌گیری آغازین بینش مردم‌شناختی در پژوهش جامعه و دین حکایت دارد. مباحث تحقیق ما للهند، به‌ویژه فصلهای پایانی آن و الآثار الباقیه به بررسی ادیان و رفتارهای مذهبی در هند و مقایسۀ آنها با مجموعۀ مشابه یونانی و سنجش همۀ این ادیان با جهان‌بینی مسلمانان فرهیخته اختصاص دارد ( ایرانیکا، همانجا؛ نیز نک‌ : اذکائی، همان، ٥١). بیرونی در باب نهم تحقیق ما للهند جامعۀ هندو را جامعه‌ای طبقاتی توصیف می‌کند که از ٤ طبقه تشکیل می‌شد: طبقۀ دینی (براهمه یا براهمن) در رأس؛ طبقۀ جنگاوران و رزمندگان (کشتری یا کشتریه) در جایگاه دوم، پس از برهمنها؛ طبقۀ پیشه‌وران (بیشی یا ویشی)، فروتر از دو طبقۀ دیگر؛ و سرانجام طبقۀ ناپاکان که به ناپاکی از پدر (شودر) و مادر(برهمن) زاده شده‌اند (ص ٧٦-٧٧؛ قس: مجتبائی، «بیرونی و هند»، ٢٥٨، که طبقۀ ناپاک را شودر یا چنداله آورده است). در همین مبحث، بیرونی جامعۀ طبقاتی هند را با جامعۀ ایران دورۀ ساسانی می‌سنجد و از ٤ طبقۀ «اساوره و ابناءالملوک» (رهبران و شاهزادگان)؛ «نُسّاک و سَدَنةالنیران و ارباب دین» (عابدان و آتشبانان و ارباب دین)؛ «اطبا و منجمان و ارباب علوم» و «زُرّاع و صُنّاع» (برزگران و صنعتگران)، به‌ترتیب پایگاه اجتماعی نام می‌برد (نک‌ : همان، ٧٦؛ نیز نک‌ : سجادی، ٣٢١) و ویژگیها و وظایف هر طبقه را توضیح می‌دهد.
دربارۀ فرایند تکامل طبیعی و اجتماعی، بیرونی همچون علمای اجتماعی به استحالۀ همۀ پدیده‌ها در جهان از صورتی به صورت دیگر در طول زمان، اعتقاد داشت (نک‌ : الجماهر، ١٥٥). فلاطوری (ص ٥١١- ٥٢٣)، نگرش تکاملی او را مبتنی بر «اصل تکامل تدریجی خاص» دانسته است که خود دو نوع تکامل: «شکفتن آنچه در بذر و نهال اولیۀ هر موجودی نهفته است» و «پدید آمدن تدریجی موجودات مرکب از اصل و موجودات بسیط یا کم‌ترکیب‌تری براساس اصول و قوانین طبیعی ویژه» را دربر می‌گرفت؛ نگرش تکاملی بیرونی از نوع نخست است. او پیدایش اجتماع را نیز براساس «استئناس» (انس‌جویی) یا به بیانی دیگر «خوپذیری انسانی» استوار می‌دانست و آن را مبتنی بر دو اصل «تجانس» و «تضاد» توجیه می‌کرد. وی عامل تکامل تدریجی در امور طبیعی را «طبیعت»، و در امور انسانی را «عقل» می‌انگاشت (برای شرح تفصیلی نگرش تکاملی بیرونی و آراء دیگران دربارۀ ایـن نگرش بـا نظریـۀ تکاملی علمـای طبیعـی و اجتمـاعی، نک‌ : فلاطوری، همانجا؛ اذکائی، ابوریحان، ١٠٤- ١٠٨، ٢٠٦-٢٠٧).
بیرونی در تحدید نهایات الاماکن بحثی مردم‌شناختی را پیش می‌کشد و انسان را به‌سبب نیازهایش ناگزیر از پدید آوردن دانشها و تمایل به شهرنشینی با هم‌جنسان خود برای تعاون و همیاری و روی آوردن به نظام معاوضه می‌داند و می‌نویسد مردم بر پایۀ گوهرها و فلزات پر‌دوامِ کمیاب و گران‌بها بهای چیزها را تعیین می‌کنند (ص٦). بیرونی از دو نوع «معاملۀ طبیعی» و «معاملۀ وضعی» در نظام معاش مردم سخن می‌گوید. اصطلاح معاش را چنان‌که اذکائی بیان داشته است، به معنای اصطلاح امروزی اقتصاد به کار می‌برد. منظور بیرونی از «معاملۀ طبیعی» داد و ستد پایاپای مردم بدوی در جریان اقتصاد طبیعی، و از «معاملۀ وضعی» نوعی مبادلۀ کالا ـ پولی (پول= مجموعۀ فلزات و گوهرهای گران‌بها) در میان شهرنشینان بود ( الجماهر، ٨١؛ اذکائی، همان، ٢٠٥-٢٠٦).
در جامعه‌های کهن و سنتی، کشاورزان برای پیشبرد کارهای زراعی و دام‌پروری نیاز به شناخت دقیق طبیعت پیرامون خود و پدیده‌های طبیعی مانند ستارگان، باد، باران و هوا داشته‌اند و دارند. از این رو، کشاورزان گنجینه‌ای از معارف و دانسته‌های علمی در این زمینه را از راه تجربۀ نسلها به‌دست آورده‌اند. بیرونی در نقدی بر کتاب تفضیل العرب علی العجم تألیف ابن‌قتیبۀ دینوری (د ٢٧٦ ق / ٨٨٩ م)، آگاهی اعراب از دانش اختر‌شناسی و اطلاعات نجومی آنان را بیش از دانش برزگران و چوپانانِ جهان که سقفی و پوششی جز آسمان ندارند، نمی‌داند و می‌نویسد که دانش عربها دربارۀ علم بروج و صور کواکب در حد طلوع و غروب آنها ‌ست ( الآثار ... ، ٢٩٩؛ نیز نک‌ : آذرنوش، ١٧٦).
بیرونی شیفتۀ فرهنگ و آداب و رسوم و سنتهای ایرانی، به‌ویژه فرهنگ مردم زادگاهش، خوارزم بود و آنها را پاس می‌داشت و ارج می‌نهاد. با اینکه هیچ‌گاه، حتى در واپسین لحظات زندگی از آموختن و قلم زدن باز نمی‌ایستاد (یاقوت، ١٧ / ١٨٢)، در دو روز سال، نوروز و مهرگان، برای ارج نهادن به این روزهای فرخنده، دست از کار می‌کشید و قلم بر زمین می‌نهاد (همو، ١٧ / ١٨١). او در الآثار الباقیه که تحقیقی دربارۀ گاه‌شماری و جشنها و عیدهای ایرانیان، شامیان، رومیان، عربها، یهودیان، مسیحیان، صابئیان و زردشتیان است، روزهای جشن و شادی و آداب و رفتار مردم را در چنین روزها و نیز سبب پدید آمدن آنها را شرح داده است. همچنین در فهرست بلندی از جشنهای ایرانیان، از «مهرگان» و دعای «هزار سال بِزی» مردم به یکدیگر در آن روز، رسم «آب‌پاشی» در جشنهای نوروز و تیرگان، «سده» و آتش‌افروزی و آتش‌بازی در آن، مراسم «کوسه‌برنشین»، جشن «مردگیران»، «ایام‌العجوز» و جز آنها سخن می‌گوید (برای آگاهی از این جشنها و سبب پدید آمدن آنها و آداب و رسوم مردم در جشنها و اعیاد ایرانی و اسلامی، نک‌ : بیرونی، همان، جم‌ ، به‌ویژه فصلهای ٩، ١٠، ١١، ١٢؛ دربارۀ روزها، ماهها و اعیاد مشهور ایرانیان، نک‌ : همان، ٢٦٣بب‌ ، التفهیم، جم‌ ، به‌ویژه صفحات ٢٢٢، ٢٤٧، ٢٥١-٢٥٤، ٢٥٦-٢٥٧، ٢٦٢).

مآخذ

آذرنوش، آذرتاش، «تاریخ و فرهنگ کهن ایران در الآثار الباقیة»، بررسیهایی دربارۀ ابوریحان بیرونی، شورای عالی فرهنگ و هنر، تهران، ١٣٥٢ ش؛
اذکائی، پرویز، ابوریحان بیرونی: افکار و آراء، تهران، ١٣٧٤ ش؛
همو، «بیرونی از دیدگاه مردم‌شناسی»، سخنرانیهای محققان مرکز مردم‌شناسی در هفتمین کنگرۀ تحقیقات ایرانی، به کوشش محمدرسول دریاگشت، تهران، ١٣٥٥ ش، ج ٤؛
بلوکباشی، علی، فرهنگ عامه، تهران، ١٣٥٦ ش؛
بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة، به کوشش پرویز اذکائی، تهران، ١٣٨٠ ش؛
همو، تحدید نهایات الاماکن، به کوشش محمد بن تاویت طنجی، آنکارا، ١٩٦٢ م؛
همو، تحقیق ماللهند، حیدرآباد دکن، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٨ م؛
همو، التفهیم، به کوشش جلال‌الدین همایی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
همو، الجماهر فی الجواهر، به کوشش یوسف هادی، تهران، ١٣٧٤ ش؛
دورانت، ویل، تاریخ تمدن (عصر ایمان، بخش دوم)، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، ١٣٤٣ ش؛
سجادی، جعفر، «ابوریحان دانشمند ایرانی و بزرگ‌ترین نابغۀ جهان»، بررسیهایی دربارۀ ابوریحان بیرونی، شورای عالی فرهنگ و هنر، تهران، ١٣٥٢ ش؛
شابی، علی، زندگی‌نامۀ بیرونی، ترجمۀ پرویز اذکائی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
فلاطوری، عبدالجواد، «اندیشۀ فلسفی بیرونی براساس اصل تکامل تدریجی»، یادنامۀ بیرونی (مجموعۀ سخنرانیهای فارسی)، شورای عالی فرهنگ و هنر، تهران، ١٣٥٣ ش؛
مجتبائی، فتح‌الله، «بیرونی و علم ادیان»، یادنامۀ بیرونی (مجموعۀ سخنرانیهای فارسی)، شورای عالی فرهنگ و هنر، تهران، ١٣٥٣ ش؛
همو، «بیرونی و هند»، بررسیهای دربارۀ ابوریحان بیرونی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
نجفی، محمد‌علی و مهیار خلیلی، دانشمند و انسان، ابوریحان بیرونی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
نوشاهی، گوهر، «البیرونی»، دانش، اسلام‌آباد، ١٣٦٩ ش، شم‌ ٢٢؛
وامقی، ایرج، «نوشته‌های بیرونی در زبان فارسی»، آینده، تهران، ١٣٦٤ ش، س١١، شم‌ ٦-٧؛
همایی، جلال‌الدین، «افکار تازه و نوآورده‌های علمی ابوریحان»، یادنامۀ بیرونی (مجموعۀ سخنرانیهای فارسی)، شورای عالی فرهنگ و هنر، تهران، ١٣٥٣ ش؛
همو، مقدمه بر التفهیم (نک‌ : هم‌ ، بیرونی)؛
یاقوت، ادبا؛
نیز:

Carra de vaux, B., Les Penseurs de l’Islam, Paris, ١٩٢٣;
Iranica ;
Lawrence, B. B., «Al- Bruni’s Approach to the Comparative Study of Indian Culture», Biruni Symposium, ed. E. Yarshater, Columbia, ١٩٧٦;
Yarshater, E., introd, ibid;
Youssefi, G. H., «Abu-Reyhan Biruni, a Lover of Truth», ibid.

علی بلوکباشی