دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨
چاه مرتضی علی
نویسنده (ها) :
محسن احمدی آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٣ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چاهِ مُرْتِضىعَلی، یا چاه مرتاضعلی، از مکانهای مقدس مردم شیراز. این چاه در سوی شرق و بر روی کوه چهلمقام شیراز قرار دارد (سامی، ١٢٨؛ مینایی، ٥٤). جکسن که در سالهای آغازین سدۀ ٢٠ م بارها به ایران سفر کرده، محل آن را در نزدیکی گهوارۀ دیو (دید)، قلعۀ بندر و شرق تنگ اللهاکبر یاد کرده است (ص ٣٣٥-٣٣٦).
نام درست آن «چاه مرتاضعلی» است. نوشتهاند که روزگاری عارف و زاهدی به نام «مرتاضعلی» در آنجا میزیسته، و به عبادت میپرداخته است (بهاری، ٦٠؛ مصطفوی، ٥٥). برخی نیز او را یکی از درویشان دانستهاند که نام این محل برگرفته از نامِ او ست (ابراهیمی، ١٩).
در بالای چاه، ساختمان بزرگی ساخته شده است که متولی چاه بههمراه خانوادهاش در آن زندگی میکنند. این عمارت، از طریق ١٩ پلۀ سنگی، به چاه راه دارد. در پایین پلهها، حفره یا مغاکی است که از بالا، آب در آن میریزد (براون، ٢٨٦). قسمتهای مختلف این ساختمان مشتمل بر چند اتاق و دو آبانبار است که با سنگ و گچ ساخته شدهاند. برخی بر این باورند که این ساختمان به سبک دورۀ صفوی است. گذرگاهی بهصورت پله، زائران را بـه زیـرزمین ساختمان ــ کـه صفۀ کـوچک و تـاریکی است ــ میرساند. این صفه با بوریا مفروش شده، و جایگاه نیاز و نماز است (بهاری، همانجا). برخی نیز معتقدند که مرتاضعلی در ته این چاه مدفون است (مینایی، همانجا).
جاهایی از این بنا کاشیکاری شده، و آیات و احادیثی بر آنها نوشته شدهاست (فرصت، ٤٨٠). قدیمترین کتیبۀ آن مربوط به ١٠١٢ ق / ١٦٠٣ م و متعلق به روزگار صفوی است (زارع، ١٢٣). کُرزن معتقد است که آن دسته از چاههای شیراز، که بر فراز کوهها قرار دارند، ازجمله چاه مرتضىعلی، متعلق به دورۀ پیش از اسلامِ ایراناند (II / ١٠٨). برخی بر این باورند که این بنا در دورۀ پیش از اسلام، یکی از آتشکدهها و پرستشگاههای ایرانیان بوده که پس از اسلام، با ساختن محرابی در آن، به صورت عبادتگاه اسلامی درآمده است (سامی، مصطفوی، همانجاها).
چاه مرتاضعلی در میان مردم شیراز به «چاه مرتضىعلی» معروف است (زیانی، ١٥١). آنها این مکان را قدمگاه حضرت علی (ع) میدانند. به همین سبب، بسیاری از مردم شبهای شنبه به آنجا میروند، بیتوته میکنند و از خدا حاجت خود را طلب مینمایند (فرصت، همانجا).
فرصت شیرازی بر این باور است که اگرچه حضرت علی (ع) در عالم ظاهر به شیراز نیامده است، اما مردمی که با اعتقاد درست به آنجا پا میگذارند و دست به دامان آن بزرگوار میشوند، به مراد خود خواهند رسید (همانجا).
مردمی که قرض دارند و کسانی که آرزو دارند خانهای بخرند، ٧ هفته به آنجا میروند و با خواندن این ذکر هم از حضرت علی (ع) و هم از مرتاضعلی یاری میطلبند: «حاجتی دارم به دل من، یا علی / حاجتم را کن روا، مرتاضعلی»؛ و دو رکعت نماز برای سازندۀ این بنا و دو رکعت هم نماز مراد میخوانند؛ سپس به متولی ساختمان پول، خوراک، قند و چای میدهند و از کوه پایین میآیند (روحالامینی، ٥٧- ٥٨، به نقل از فصیحیانیفرد). به اعتقاد شیرازیها، هرکس ٤٠ شب جمعه یا شنبه در اینجا بماند و به عبادت بپردازد، به عبارت دیگر «چله بگیرد»، پس از هفتۀ چهلم، خداوند مرادش را میدهد (بهروزی، ٤٨).
به نوشتۀ هدایت، مردم برای برآوردهشدنِ مراد و حفظ سلامتی خود، شبهای چهارشنبه در آنجا دیگجوش (ه م) میخورند، و روی سنگی که کنارِ دیوار است، مُهر نماز میگردانند و بر این باورند که اگر مُهر روی سنگ بچسبد، مرادشان برآورده خواهد شد (ص ١٣٧- ١٣٨). جکسن (ه م)، در سالهای نخستین سدۀ ٢٠ م، نوشته است که بنایی که بر روی چاه مرتضىعلی احداث کردهاند، به گونۀ یک امامزاده درآمد، و گفته میشود که در جای آتشکدهای قدیمی ساخته شده است. او همچنین افزوده است که بنا به روایتی، هنگامی که دین اسلام در ایران رواج گرفت، آب این چاه به طور معجزهآسایی فوران کرد، تا شعلۀ آتش آیین کهن زردشتی را فرونشاند (ص ٣٣٦).
در برخی از مناطق ایران، مانند شیراز، اصفهان، خوزستان و گیلان، در میان مردم، داستانهایی دربارۀ دلباختگیِ حافظ (ه م)، شاعر نامدار شیرازی، به معشوقهاش «شاخ نبات» رواج دارد. از این داستانها چنین برمیآید که گذر حافظ و شاخ نبات نیز به چاه مرتضىعلی افتاده است و حافظ به خاطر عبادت در آنجا، به مقام شاعری و نیز کامیابی در عشق شاخ نبات رسیده است (روحالامینی، ٥٥، ٥٨- ٥٩، به نقل از فصیحیانیفرد).
مآخذ
ابراهیمی، مریم و دیگران، شیراز پایتخت فرهنگ و هنر ایران زمین، شیراز، ١٣٨٩ ش؛ بهاری، فخری، «آثار ناشناختۀ ایران، چاه مرتضىعلی در شیراز»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٣ ش، س ١٢، شم ١٤٣؛ بهروزی، علینقی، بناهای تاریخی و آثار هنری جلگۀ شیراز، شیراز، ١٣٤٩ ش؛ روحالامینی، محمود، به شاخ نباتت قسم، باورهای عامیانه دربارۀ فال حافظ، تهران، ١٣٦٩ ش؛ زارع، فرزانه، باورهای عامیانۀ مردم فارس از دیدگاه سفرنامهنویسان اروپایی در دورۀ قاجار، پایاننامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ تاریخ ایران دورۀ اسلامی، تهران، دانشگاه پیام نور، ١٣٩٢ ش؛ زیانی، جمال، دلنوشتههایی از فرهنگ، آداب و رسوم و باورهای مردم شیراز، شیراز، ١٣٨٨ ش؛ سامی، علی، شیراز، شهر سعدی و حافظ، شهر گل و بلبل، شیراز، ١٣٣٧ ش؛ فرصت، محمدنصیر، آثار عجم، بمبئی، ١٣١٤ ق / ١٨٩٦ م؛ مصطفوی، محمدتقی، اقلیم پارس، تهران، ١٣٤٣ ش؛ مینایی، تینا، سیمای شهر شیراز، شیراز، ١٣٨٩ ش؛ هدایت، صادق، نیرنگستان، تهران، ١٣٣٤ ش؛ نیز:
Browne, E. G., A Year Amongst the Persians, London, ١٨٩٣; Curzon, G. N., Persia and the Persian Question, London, ١٩٦٦; Jackson, A. V. W., Persia Past and Present, New York, ١٩٠٩.
محسن احمدی