دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٩ - جامع الحکایات
جامع الحکایات
نویسنده (ها) :
پگاه خدیش
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جامِعُ الْحِکایات، نام عمومی مجموعهای از نسخههای خطی مشتمل بر تعدادی داستان.
موضوع داستانهای مجموعههای «جامع الحکایات» بیشتر عشقی، ماجراجویی، تعلیمی، فکاهی، تاریخی، اسطورهای و گاه جنایی است. داستانهای جانوران نیز در میان آنها مشاهده میشود. بیشتر نسخههای خطیای که با این نام در کتابخانههای جهان وجود دارند، ناقصاند و معمولاً اول و آخر آنها افتادهاست؛ از این رو، نام مؤلف یا کاتب آنها مشخص نیست. از این میان، در نسخۀ شمارۀ suppl. ٩٠٧ کتابخانۀ ملی پاریس نام جامع کتاب محمد عظیم بلداسهای ذکر شدهاست (بلوشه، IV / ٨٤-٨٥).
دربارۀ زمان تألیف این مجموعهها نمیتوان بهصراحت اظهارنظر کرد. کهنترین آنها ظاهراً نسخۀ شمارۀ D ٣٢٧ موجود در کتابخانۀ بنیاد خاورشناسی سنپترزبورگ است که به نام علاءالدین محمد یکم خلجی، والی دهلی (حک ٦٩٥-٧١٥ ق / ١٢٩٦-١٣١٥ م)، نوشته شده است (دانشپژوه، ٨ / ٤١). بیشتر نسخههای دیگر متعلق به سدههای ١١-١٣ ق / ١٧- ١٩ م هستند.
شمار داستانها در نسخههای مختلف متفاوت است. ذبیحالله صفا به اشتباه پنداشته که بزرگترین جامع الحکایات، نسخۀ شمارۀ ٧٩٧ کتابخانۀ دیوان هند است که ٥٢ داستان دارد (٥(٣) / ١٥٣٣-١٥٣٤؛ اته، I / ٥٢٤-٥٢٦). باید گفت که داستانهای شمارۀ ٣٦ تا ٤٤ این نسخه شامل داستانهای فرعی بختیارنامه (ه م) است که به جای قرار گرفتن ذیل یک داستان، بهصورت داستانهای مستقل روایت شدهاند؛ از اینرو، باید گفت که این مجموعه در حقیقت شامل ٤٤ داستان است و بهرغم گفتۀ صفا، از مجموعۀ آستان قدس دو داستان کمتر دارد.
ظاهراً نسخۀ موجود در کتابخانۀ فردوسی / ملی دوشنبۀ تاجیکستان به شمارۀ ١٦٧، که شامل ٥٢ داستان است، باید بزرگترین جامع الحکایات باشد (نک : دنبالۀ مقاله). براگینسکی ــ ایرانشناس معروف روس ــ این نسخه را که در ٣ مجلد و در فاصلۀ سالهای ١٩٨٠-١٩٨٥ م به خط سیریلیک چاپ شده، دایرةالمعارف افسانههای ایرانی خواندهاست (خدیش، ١٠).
اندازه و حجم داستانهای این مجموعهها هم متفاوت است و در نمونههای بررسیشده، افسانههایی کوچک و یکیدوصفحهای تا افسانههای چنددهصفحهای ملاحظه گردید. بنمایههای رایج در بیشتر داستانها اینها ست: نداشتن فرزند، عشق، سفر، تردستی و عیاری، خیانت و بیوفایی، سحر و جادو، جنگ و گریز، معما و چیستانگویی، حضور دیوان و پریان و جنیان، تأثیر قدرتمند سرنوشت و تقدیر بر زندگی آدمیان، دیوانگی، صبوری، و جز آنها.
بیشتر داستانهای این مجموعهها با عباراتی کلیشهای نظیر این آغاز میشوند: «راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شکرشکن شیرینگفتار چنین آوردهاند که ... ». جملات پایانی حکایتها نیز تقریباً همه با درخواست رحمت و آفرین خداوند برای نویسنده و خواننده و شنوندۀ کتاب پایان مییابد.
گفتهاند که در سدۀ ٧ ق / ١٣ م، حسین بن اسعد دهستانی کتاب الفرج بعد الشدة نوشتۀ قاضی محسن تنوخی (د ٣٢٩ ق / ٩٤١ م) را به فارسی ترجمه کرد و ترجمۀ خود را جامع الحکایات فی ترجمة الفرج بعد الشدة و الضیقة نامید (حاکمی، ١ / ١٤؛ صفا، ٣(٢) / ١٢٣٦).
مشخص نیست بر چه اساسی این نام را برای ترجمۀ کتاب ذکرکردهاند، زیرا خود دهستانی در شرح آغازکردن کتاب، به چگونگی تصنیف آن پرداخته، و میگوید: « ... آنچه از کتب متفرق در تواریخ یافتم، ترجمۀ آن حکایات به پارسی در عبارت خود شرح دادم و ... اکثر اشعار عربی و پارسی که در متن حکایات اشارت به خود کردهام از گفتۀ من است و ... این مجموعه را ترجمة الفرج بعد الشدة و الضیقة نام نهادم» (نک : حاکمی، همانجا؛ دهستانی، ١ / ١٤). به هر حال، ترجمۀ این کتاب نیز در بسیاری از منابع و نسخههای خطی موجود، جامع الحکایات نام دارد.
از سوی دیگر، به سبب شباهت نام این مجموعهها با کتاب معروف جوامع الحکایات و لوامع الروایات سدیدالدین عوفی (د پس از ٦٣٠ ق / ١٢٣٣ م)، بسیاری از مردم و حتى محققان آنها را یکی پنداشتهاند. ازجمله محمدجعفر محجوب ضمن معرفی داستان «فرخ و فرخندهبانو» میگوید: «ظاهراً مراد از جامع الحکایات، کتاب عظیم جوامع الحکایات و لوامع الروایات اثر سدیدالدین عوفی است، وگرنه نگارنده تاکنون کتابی به نام جامع الحکایات نه دیده و نه شنیده و نه در جایی خواندهاست» (٢ / ٨٣٥، حاشیۀ ١).
در مجموعۀ جامع الحکایات داستانهایی دیده میشود که پیش از آن، در ادب رسمی و مکتوب ایران وجود و شهرت داشتهاند، ازجمله داستانهای سندبادنامه، بختیارنامه، برخی از داستانهای هزار و یکشب، طوطینامه و جز آنها. این قبیل داستانها گاه با تحریری متفاوت، با زبانی سادهتر یا روایتی متفاوت با متن اساس در این مجموعهها آمده، و گاه دقیقاً از خود آن منابع رونویسی شدهاند؛ چنانکه مثلاً در نسخۀ آستان قدس و کتابخانۀ دیوان هند، داستانهای بختیارنامه تقریباً بهطور کامل از روی متن اصلی بازنویسی شده است؛ به همین سبب، میان زبان و سبک داستانها تفاوتهای آشکاری دیده میشود. زبان بسیاری از داستانها کاملاً ساده، روان و گفتاری است؛ اما در داستانهایی که از منابع پیشین بازنویسی شدهاند، با سبک مصنوع و فنی روبهرو هستیم که سرشار از کلمات، اصطلاحات، آیات، احادیث عربی و ابیات فارسی و عربیاند و سجع و جناس و انواع آرایههای ادبی در آنها بسیار به کار رفتهاست. نمونۀ آن، داستان شمارۀ ٤٦ نسخۀ آستان قدس است که رونوشتی از سندبادنامۀ ظهیری سمرقندی است.
مجموعۀ جامع الحکایات به سبب داشتن زبان عموماً ساده و به دور از صنعتپردازی و نیز عبارات و گفتههای مردم کوچهوبازار بسیار ارزشمندند. گاه به نظر میرسد، کاتب یا مؤلف داستان را از زبان راوی یا نقالی شنیده، و آن را بههمانصورت بازنویسی کردهاست. وجود عبارات و اصطلاحات خاص نقالان و قصهگویان در برخی از داستانها، مؤید این امر است، مانند «اینها را اینجا بگذار و دو کلمه از فلانی بشنو».
برخی از نسخههای خطی که با نام جامع الحکایات در کتابخانههای مختلف وجود دارند، صرفاً موضوعات مذهبی یا صوفیانه دارند و دراینصورت، جزو نمونههای موضوع ما نیستند، ازجمله نسخۀ کتابخانۀ ملک با شمارۀ ٠٤٤‘١ که شامل ١٠٠ باب و هر باب دارای ١٠ حکایت است (ملک، ٢ / ٣٨٩)؛ یا نسخهای که با شمارۀ ٢٥١‘١ در الذریعه معرفی شده، که شامل اخبار و حکایاتی در فضایل پیامبر و امامان، نیمۀ شعبان، لیلةالقدر و جز آنها ست (آقابزرگ، ٢٦ / ٢٤٧- ٢٤٨).
در حکایتهای مجموعههای جامع الحکایات، شواهد و اسناد بسیار جالب و ارزندهای در حوزۀ جامعهشناسی و مردمشناسی روزگار قدیم وجود دارد که تحقیق و مطالعه بر روی آنها، میتواند بر دانش و آگاهی ما از زندگی نیاکانمان بیفزاید و نکتههای بسیاری از زندگی طبقات مختلف مردم، از شاه و وزیر و لشکری گرفته تا بازرگان و صنعتگر و مردم طبقات فرودست به دست دهد. برخی از این نکات اینها ست: آداب مهمانیرفتن، حرفهها و پیشهها، ابزارها، آلات موسیقی، غذاها و نوشیدنیها، باورهای مردمی، جامعۀ زنان و مسائل آنان، پوشاک، سرگرمیها و جز آنها. این داستانها همچنین از نظر اشتمال بر منابع ادب شفاهی، ازجمله مثلها و زبانزدها، دعاها و نفرینها، کنایات و اصطلاحات رایج میان مردم بسیار ارزشمندند.
برخی از مهمترین نسخههای جامع الحکایاتها بدین شرح است:
١. نسخۀ کتابخانۀ آستان قدس رضوی، معروف به چهل و شش حکایت، به شمارۀ ٢٦٧‘٤، متعلق به سدۀ ١١ ق / ١٧ م، که در ١٣٩٠ ش به کوشش پگاه خدیش و محمد جعفری (قنواتی) تصحیح و منتشر شدهاست (آستان ... ، ٧ / ٦٨). آغاز و پایان این نسخه افتادگی دارد؛ از اینرو، زمان تحریر و نیز نام کاتب یا جامع آن مشخص نیست. احمد گلچینمعانی به قرینۀ بیتی از یکی از داستانها ــ که سرایندۀ آن، بوعلی اسیری، در اوایل سدۀ ١١ ق / ١٧ م در هندوستان به سر میبرده ــ احتمال داده است که این مجموعه را یکی از مهاجران ایرانی ساکن هند در همان زمان، برای شاهان هند و احتمالاً به درخواست جلالالدین محمد اکبرشاه (سل ٩٦٣-١٠١٤ ق / ١٥٥٦-١٦٠٥ م) تدوین کردهباشد (نک : همان، ٧ / ٦٨- ٦٩).
داستانهای این مجموعه را از لحاظ زبان بهکاررفته در آنها به ٣ دسته میتوان تقسیم کرد: اول، داستانهایی که زبان گفتاری، ساده و روان دارند و اصطلاحات و واژههای زبان کوچهبازاری در آنها فراوان دیده میشود؛ مانند داستانهای شمارۀ ٣، ٥، ١٠و ٣٦. اینگونه داستانها بخش غالب مجموعه را تشکیل میدهند. دستۀ دوم که تعداد کمی از داستانهای مجموعه را شامل میشوند، زبانی سنگین و متکلف دارند و معمولاً از متنهای مصنوع ادب کتبی رونویسی شدهاند، مانند داستان شمارۀ ٩ و ٤٦. دستۀ سوم داستانهاییاند که زبانی بینابین دارند. یعنی ضمن دربر داشتن اصطلاحات گفتاری، درمجموع به زبانی نسبتاً فاخر تحریر شدهاند (نک : خدیش، ١٣).
٢. نسخۀ کتابخانۀ دیوان هند در لندن، به شمارۀ ٧٩٧، که کتابت آن در ١٠٤٦ ق / ١٦٣٦ م به پایان رسیدهاست و ٤٤ داستان دارد (اته، ٥٢٤-٥٢٦ / I؛ نیز نک : ابتدای مقاله).
٣. نسخۀ دقیقاً مشابهی از مورد دوم، که در کتابخانۀ ملی پاریس به شمارۀ suppl. ٩٠٧ نگهداری میشود و شیخ محمد عظیم در ١٢١٦ ق / ١٨٠١ م آن را کتابت کردهاست (بلوشه، IV / ٨٤-٨٥).
٤. نسخۀ شمارۀ ٥٢٤‘ ١٢ کتابخانۀ گنجبخش پاکستان که با نام رعنا و زیبا ثبت شده است و ٢٣ داستان دارد و در سدۀ ١٢ ق / ١٨ م تحریر یا کتابت شدهاست (منزوی، خطی مشترک، ٦ / ١٠٨٢). این نسخه را محمد جعفری (قنواتی) تصحیح و منتشر کردهاست. با وجود آنکه آغاز و پایان نسخه افتادگی ندارد، از نام کاتب و نیز تاریخ نوشتهشدن آن اثری نیست. احمد منزوی احتمال داده که نسخه در سدۀ ١٢ ق نوشتهشدهاست (همان، ٦ / ١٠٨٢-١٠٨٣). با توجه به اشعاری که در متن داستانها آمدهاست، این حدس را باید صائب دانست. با استناد به نثر مجموعه و وجود واژههای رایج در فارسی ماوراءالنهری، میتوان حدس زد که یا در آن منطقه و یا به دست یکی از اهالی آنجا نوشته شده باشد. ازجملۀ این واژهها، که شمار آنها کم هم نیست، به این نمونهها میتوان اشاره کرد: درکار (لازم و ضروری)، کافتن (جستوجوکردن)، واخوردن (ملاقاتکردن، دیدارکردن)، ایشان (لقبی احترامآمیز برای سادات و روحانیان)، و نیز کاربرد لفظ «امشب» به جای «دیشب» (جعفری، ٤).
٥. نسخۀ شمارۀ ٣٢٧D کتابخانۀ لنینگراد (سنپترزبورگ) مشتمل بر ٧ باب، که ظاهراً کهنترین نسخه و متعلق به سدۀ ٨ ق / ١٤ م است. برخی از داستانهای این نسخه، چنان با قصههای مرزباننامه شباهت دارد که آن را تحریری دیگر از این کتاب دانستهاند (دانشپژوه، ٨ / ٤١؛ ایرانیکا، XIV / ٤٥٩-٤٦١).
٦. نسخهای دیگر در همان کتابخانه، شامل ٥٦ داستان، به شمارۀ (a ٢٧٥) B ٢٥٦، که در سدۀ ١٨ م در هند تحریر شده است ( فهرست ... ، ٣٥٣).
٧. نسخهای دیگر در همان کتابخانه، به شمارۀ ٩٠٢) A١٠٣ ف)، شامل ١٨ داستان که تاریخ تحریر و مؤلف آن مشخص نیست (منزوی، خطی، ٥ / ٣٦٦٦؛ نیز نک : دانشپژوه، همانجا).
٨. نسخۀ متفاوت دیگری، باز هم با ١٨ داستان، در همان کتابخانه، به شمارۀ B ٤‘٤٩٦ ( فهرست ... ، ٣٦٣).
٩. نسخۀ خطی کتابخانۀ فردوسی / ملی دوشنبۀ تاجیکستان به شمارۀ ١٦٧ که شامل ٥٢ داستان است. این نسخه را دانشمند تاجیک، چلیاف، در ١٩٨٠ م تصحیح کرد و به خط سیریلیک در دوشنبه به چاپ رساند. کاتب در آغاز نسخه، فهرست حکایتهای کتاب را آوردهاست. براساس این فهرست، نسخه شامل ٨٢ حکایت است، اما ٤ حکایت پایانی آن در متن نسخه نیامدهاست. افزون بر این، کاتب تعدادی از داستانهای فرعیِ برخی از داستانها را نیز در فهرست بهعنوان حکایتی مستقل معرفی کردهاست؛ از این رو، شمار صحیح حکایتهای نسخه همان ٥٢ فقره است.
از این مجموعه داستان، ٥١ داستان به یک خط، و داستان پایانی به خطی دیگر نوشته شدهاست. در پایان داستانهای ٥٠ و ٥١، کاتب خود را ملا عبدالقادر جویباری معرفی نموده، و تاریخ ١٣١٦ ق / ١٨٩٨ م را قیدکردهاست؛ با این تفاوت که در پایان داستان ــ که روایتی کوتاه از طوطینامه است ــ عبارت «یوم یکشنبه ٢١ شهر ربیعالاول در سنۀ ١٣١٦» آمده، ولی در پایان داستان ٥١، تاریخ «شهر ربیعالثانی سنۀ ١٣١٦» قید شده است. در آخر داستان ٥٢، سنۀ ١٣٠٢ ق و نیز ١٣٠٨ ق نوشته شده است، بیآنکه نامی از کاتب برده شود. ویژگی اصلی این مجموعه که در همۀ داستانها به چشم میخورد، نثر ساده و روان آن است که در بسیاری موارد، به نثر گفتاری پهلو میزند.
افزون بر نسخههای معرفیشده، نسخههای دیگری نیز در تبریز، تاشکند و دوشنبه موجود است (نک : خدیش، ١١). از بسیاری از قصهها و افسانههایی که در مجموعۀ جامع الحکایات وجود دارند، نسخههای خطی مستقلی در کتابخانههای سراسر جهان وجود دارد؛ مثلاً داستان هزارگیسو، داستان درودگر و جولاهه و دختر شاه عمان، و یا داستان فرخشاه و فرخروز با فرخناز بانو (منزوی، فهرستواره، ١ / ٣٥٤-٣٥٥، ٣٨٥، ٤٩٤).
مجموعههای جامع الحکایات بهرغم اهمیتشان، تاکنون برای بسیاری از اهل تحقیق ناشناخته بودهاند. تا زمانیکه تمامی یا بیشتر نسخههای خطی جامع الحکایاتها تصحیح و منتشر نشوند، قضاوت دقیق و همهجانبه دربارۀ آنها امکانپذیر نیست. نخستین بار ابوالفضل قاضی گزیدهای از داستانهای نسخهای از جامع الحکایات را که در اختیار داشت، با نام آوردهاند که ... منتشر کرد. کتاب قصۀ هزارگیسو حاوی ٩ حکایت از مجموعۀ آستان قدس است که سید علی رضوی بهابادی آن را منتشر کرد. متن کامل نسخۀ آستان قدس را پگاه خدیش و محمد جعفری (قنواتی) در ١٣٩٠ ش تصحیح و منتشرکردهاند. رکسانا هاگی گوچی پایاننامۀ دکتری خویش را دربارۀ این نسخه در آلمان نوشته و حاصل کار را به همراه ترجمۀ آن در ١٩٨٤ م منتشر کردهاست.
مآخذ
آستان قدس، فهرست؛
آقابزرگ، الذریعة؛
جعفری (قنواتی)، محمد، مقدمه بر جامع الحکایات، به کوشش همو، تهران، ١٣٩١ ش؛
حاکمی والا، اسماعیل، مقدمه بر فرج بعد از شدت حسین دهستانی (هم )؛
خدیش، پگاه و محمد جعفری (قنواتی)، مقدمه بر جامع الحکایات، به کوشش همان دو، تهران، ١٣٩٠ ش؛
دانشپژوه، محمدتقی، نسخههای خطی در کتابخانههای اتحاد جماهیر شوروی، تهران، ١٣٥٨ ش؛
دهستانی، حسین، فرج بعد از شدت، به کوشش اسماعیل حاکمی والا، تهران، ١٣٦٣ ش؛
صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٧٠- ١٣٧٨ ش؛
فهرست توصیفی نسخههای خطی فارسی انستیتو دستنویسهای شرقی سنتپترزبورگ، قم، ١٣٩٢ ش؛
محجوب، محمدجعفر، ادبیات عامیانۀ ایران، به کوشش حسن ذوالفقاری، تهران، ١٣٨٧ ش؛
ملک، خطی؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترک؛
همو، فهرستواره؛
نیز:
Blochet, E., Catalogue des manuscrits Persans de la Bibliothèque nationale , Paris, ١٩٣٤;
Ethé, H., Catalogue of Persian Manuscripts in the Library of the India Office, Oxford, ١٩٠٣;
Iranica.
پگاه خدیش