سيره استاد الفقهاء و المجتهدين ميرزا جواد تبريزى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٢٨ - برگزيده اى از زندگى نامه ى استاد الفقهاء والمجتهدين ميرزا جواد تبريزى قدس سره
همگى بر آن متفق القول اند، عنايت خاص ايشان به محرومان و به خصوص افرادى بود كه در جامعه از آنها به عنوان بىكس و كار ياد مىشود. بارها در سيرهى مرحوم ميرزا قدس سره ديده شد كه پاى درد دلهاى پيرمردى كه سفرهى دل خود را در كمال سادگى و صداقت براى ايشان باز كرده بود، به آرامى گريسته، و هنگام گوش فرا دادن به مصيبتهاى مردم محروم، تاب و تحمّل از كف داده و بىقرار مىشد. چه بسيارند فقرا و ايتامى كه بارها فقيه مقدّس، ميرزا قدس سره را با پاى پياده، هنگامى كه براى كمك به در خانهى آنها مىرفت و سعى مىكرد به هر طريقى كه شده، گرهى از كار آنان بگشايد، ديدهاند.
چرا كه آن مرحوم قدس سره بر اين اعتقاد بود كه براى سركشى به فقرا بايد به صورت حضورى و حتى الامكان با پاى پياده در خانههاى آنان حاضر شد تا مراتب فقر، و عمق دردهاى ناگفته و ناشنيدهى آنان ملموستر حس گردد. ايشان در هنگام حركت، اطراف را با دقت زير نظر داشت و اگر احساس مىكرد شخصى گرفتار است به سوى او مىرفت و در تلاش بود به هر نحو ممكن گرهاى از كار او بگشايد. او پدرى مهربان و رئوف بود و رحلت ايشان ثلمهاى بود غير قابل جبران، «اذا ماتَ العالِم ثَلُمَ فِى الاسلامُ ثُلَمة لايَسُدّها شَىء»[١] چرا كه خسارت جبران ناپذيرى كه با فقدان ايشان حوزه هاى علمى و مراكز آموزشى را فرا گرفته، به مرور و روز به روز بيشتر از گذشته رخ نمايانده و احساس
[١]. المحاسن، ج ١، باب حق العالم ١٩، ص ٣٦٤، ح ٧٨٥.