سيره استاد الفقهاء و المجتهدين ميرزا جواد تبريزى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٢٧٥ - مرحوم ميرزا قدس سره و قضاء حوايج
ميرزا قدس سره گفتند: «آقا! هوا گرم است، شما را مىرسانم». ايشان فرمود:
«لازم نيست، من پياده مىروم.» كاملًا مشخص بود كه مرحوم ميرزا قدس سره مىخواستند خود به تنهايى كار را انجام دهند تا كسى مطلع نشود؛ و سر اين اخفاء چيزى نيست، مگر عمل به روايت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه فرمود: «ان اللَّه عباد يحكمهم في جنته، قيل: يا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ومن هؤلاء الذين يحكمهم اللَّه في جنته؟ قال: من قضى لمؤمن حاجة بينه وبينه»[١] آنكه براى حفظ آبروى مؤمنى در خفا حاجتش را بر مىآورد، به گفتهى پيامبر گرامى اسلام از حكمين در بهشت خواهد بود. به همين جهت مرحوم ميرزا با پاى پياده به طرف مقصد خود حركت كردند. مرحوم ميرزا قدس سره به درب خانهى مورد نظر رسيده و بعد از دق الباب، صاحب خانه در را باز مىكند و هنگام ديدن ميرزا قدس سره (در آن وقت) سخت متحيّر مىشود. صاحب خانه مىگويد: «آقا! شما چرا اين وقت روز زحمت كشيديد؛ امرى باشد!» مرحوم ميرزا قدس سره ضمن لبخندى مىگويند: «آمدهام زحمت دهم و خواهشى دارم، آمدهام كه اگر مرا قابل بدانيد جهت رفع مشكل موجود اقدامى انجام دهم؛ ان شاء اللَّه مورد قبول شما باشد. در نهايت طرفين با مشاهدهى اين بزرگوارى و حركت پدرانهى مرحوم ميرزا قدس سره به حل مسئله راضى مىشوند و اين مشكل به واسطهى بزرگوارى، تواضع و فروتنى مرحوم ميرزا قدس سره حل مىشود.
اين حركت مرحوم ميرزا قدس سره تأثير عجيبى بر نفوس طرفين گذاشت.
[١]. مصادقة الاخوان، ص ٥٤، ح ٦.