سيره استاد الفقهاء و المجتهدين ميرزا جواد تبريزى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٢٠٩ - بى تكلّفى مرحوم ميرزا قدس سره
تبريزى)، آقاى دشتى مىگويد: بعد از آنكه سيّد يحيى اين خواب را برايم نقل كرد، من ايشان را به منزل مرحوم ميرزا قدس سره واقع در يخچال قاضى كوچهى حمام ملك بردم. صبح زود بود، مرحوم ميرزا قدس سره در ايوان منزل مشغول مطالعه بودند تا متوجّه ما شد ما را مورد لطف خود قرار داد و گفتند: كارتان چيست؟ قصهى استفتائات را گفتم، ايشان كتابهاى خود را جمع كرد و مشغول به نوشتن استفتائات و پاسخ به بعضى از مسايل مردم و جوابگوى افرادى كه خدمتشان مىرسيدند، شدند. با توجّه به مراجعات ميرزا قدس سره تا ظهر نوشتن استفتائات طول كشيد، براى فريضه ظهر و عصر مهيّا شدند و فرمودند: كمى از استفتائات مانده است بعد از نماز و نهار مىنويسم. بعد از نماز، آبگوشتى كه براى ميرزا قدس سره آماده كرده بودند، آوردند و ما را هم در آن شريك كردند و سپس استفتائات را نوشته و به من دادند.
چنين تواضعى از يك مرجع فرزانه خيلى جالب بود، ايشان بىتكلّف بودند، با برخورد عالى كه حاكى از روح بلند ايشان بود به ما درس اخلاص و بندگى آموخت.