سيره استاد الفقهاء و المجتهدين ميرزا جواد تبريزى - تبريزى، جعفر - الصفحة ١٧٩ - جامعيت و مهارت در فقه، اصول و رجال
اتمام آن به همراه فقه از آرزوهاى ديرينهى ايشان بود. گاهى در بين درس با سوز و ناله از خداوند اتمام آنرا آرزو مىنمودند.
تمام اسناد و راويان روايات وارده از معصومين عليهم السلام را مىشناخت و علّت آن هم، حافظه، ذوق سرشار و پشت كار فراوان استاد بود. آرى او در فنّ رجال متبحّر و داراى مبناء بود. از باب نمونه به چند مورد از ديدگاههاى ايشان اشاره مىگردد.
١. در بحث اصحاب اجماع به عبارت شيخ طوسى كه فرمودهاند:
«لانهم لا يرون و لا يرسلون الا عن ثقةٍ».
مىفرمودند: «اين اجتهاد شيخ طوسى است نه اخبار او؛ زيرا در بحث رجال، در صورتى سخنان رجاليون مورد اعتماد است كه خبر داده و نقل كنند؛ آن وقت سخن آنها به عنوان ثقه قبول است؛ چون از اهل رجال و فنّ نقل مىكنند كه عن حسٍ است، ولى هر كجا اجتهاد كنند، اجتهادات آنها عن حدسٍ مىشود و براى ما قبول نيست.»
٢. تضعيفات ابن غضايرى را قبول نداشتند و مىفرمودند: «كتاب منسوب به او مشكوك است. علاوه بر اينكه افرادى را تضعيف نموده كه اشخاص مورد اعتماد هستند».
٣. كلينى در كافى، معمولًا روايات را با چهار واسطه از امام نقل مىكند، ولى رواياتى را كه از بكر بن محمد بن ازدى، فرد معمّرى بوده و عمر طولانى كرده است با دو واسطه از امام عليه السلام نقل مىكند.
٤. راويان معروفى كه در فقه از آنان روايات فراوان نقل شده و توثيق خاصى ندارند، در صورتى كه قدحى دربارهى آنان نرسيده باشد