روابط انسان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧ - ١ رابطه انسان با طبيعت
غالبا وابسته بتوانائى و عجز انسان است، هرقدر توانائى قدرت او در استثمار طبيعت بيشتر باشد از نياز و مرض دورتر خواهد بود.
اين توانائى در پارهاى از موارد استثمار مانند استشمام هوا و تنفس و يا آشاميدن آب در اكثر موارد براى انسان ابتداء حاصل است و محتاج به تحصيل و تهيه مقدمات نيست ولى در غالب موارد، توانائى مذكور معلول دانائى و دانش انسان است بنابراين اساس رابطه انسان با طبيعت علم و جهل اوست.
منابع و منفع طبيعت گاهى مورد بهرهبردارى ما بطور شايسته قرار ميگيرد كه از دانش مناسبى برخوردار باشيم و محروميت ما از آن باندازه جهل و هوسرانى ما خواهد بود و اين موضوع در سير تاريخى انسانها مشهود و ملموس است.
لذا در شريعت اسلامى از يك طرف به تحصيل علم سفارش شده و از جانب ديگر به تربيت و تزكيه و اجتناب از هوسرانى و حرص و جمع مال و اسراف و تبذير.
يكى از مجلهها مينويسد: در سال ١٩٧٩ ميلادى دوازده ميليون بار سرقت، تجاوز، قتل راهزنى و ساير