روابط انسان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧ - ٢ رابطه انسان با خودش

كسى طالب سعادت و آرامش باشد بايد در خودسازى خويش دقت زيادى بخرج دهد و از محدوده آن خارج نگردد.[١]

و ميشود كه ثواب بهشت و درجات اخروى و رضاى خداوند جهان داعى انسان به اخلاق و تزكيه نفس و تصفيه باطن و تقويه فكر آدمى باشد، و قوى‌تر آنست كه هردو امر را داعى قرار داد بلى زندگانى خوب كما و كيفا در گرو تفكر سالم است، و لذا قرآن مجيد ميفرمايد:

أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها (انعام ١٢٢)

آيا كسيكه (مانند) مرده بود پس زنده‌اش ساختيم‌


[١] - علاوه بر آرامش فكرى خوبى‌هاى ديگرى نيز باو ميرسد مثلا عفت و قناعت موجب عزت و بزرگى پيش مردم مى‌شود طمع باعث ذلت و خوارى ميگردد. شجاعت و عزت سبب سربلندى و محبوبيت ميشود و بطور كلى عفت و شجاعت و عدالت و حكمت و فروعات آنها باعث عزت و بزرگى و نيكنامى و احترام و محبوبيت او مى‌شود و حتى پس از مرگ نيز نامش در ميان مردم بخوبى باقى ميماند( خلود ذكرى).