روابط انسان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤ - ٢ رابطه انسان با خودش
محققا رستگار شد، كسيكه تزكيه كرد نفس را و بيچاره شد كسيكه آلوده كرد آنرا).
بلى قضا و قدر حق است اختيار و اراده واجب الوجود حق است ولى با اراده و اختيار خدادادى انسان منافاتى ندارد زيرا قضا و تقدير حق در طول اراده و تدبير بندگان است نه در عرض آن.
بهرحال علل فوق تا حدودى در بدبختى و خوشبختى افراد تأثيراتى دارند و قابل انكار هم نيست ولى خدا بافراد انسان چيزى داده است كه با استفاده و بكار گرفتن آن تا حدود زيادى ميتواند در مقابل حوادث طبيعى و اجتماعى موضع مناسبى داشته باشد و تا مقدار زيادى از بدبختى بدور و به آرامش روانى و آسودگى فكرى نزديك باشد نه شر مردم باو برسد و نه شر او بمردم برسد اين چيز تفكر سالم اوست كه سبب خودسازى فرد ميشود.
همانگونه كه تشكل خشت و فلزات مذاب تابع قالب و قالبگيرى آنها است تشخص و شخصيت انسان نيز مربوط به تفكر خود اوست و اين تفكر بمنزله قالبگيرى اوست هرجو كه فرد براى خود قالب بسازد و خودسازى نمايد بهمانجور زندگانى ميكند قالب افراد همان صفات