روابط انسان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨ - ٥ - تكامل علمى بشر تاكنون مفيد بوده يا مضر؟
است و او را چون پرزههاى ماشين مورد استفاده قرار داده و بالاخره اين انسان است كه بوسيله حرص و بخل خود مورد استثمار طبيعت واقع شده نه اينكه طبيعت مورد استثمار انسان قرار گرفته باشد.
ولى بهرحال بايد اذعان كرد كه بشر براى رسيدن به سعادت خود از تمدن و توليد هرچه بيشتر و سريعتر و تكامل علوم تجربى چارهاى ندارد و بايد هرچه بيشتر آنرا تعقيب نمود و اكثر مفاسد آنرا ميتوان به پناه بردن بدين آسمانى جبران نمود[١] و آن مقداريكه بدين و دستورات آسمانى او جبران نميشود (مانند مفسدهايكه كارل بيان داشته) بايد آنرا تحمل نمود و چارهاى هم نيست
مخالفت با تكامل علمى و پيشرفت توليد علامت كجروى عقبگردى اسب كه نه عقل آنرا ميپذيرد و نه فطرت انسان و نه دين آسمانى.
بلى آنچه را كه مؤلف كتاب (انسان موجود ناشناخته) بيانداشته تا حدودى درست است.
او ميگويد بايد اول انسان را از نظر علمى شناخت
[١] - و اگر اين اصلاح تاكنون صورت نگرفته تقصير خود بشر بوده نه نقص علم.