روابط انسان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١ - ١ - جوابگوئى طبيعت از حوائج ضرورى
و بىدست و عقل و غيره بر آن گواهى ميدهد[١] بلكه مراد نوع انسان است عليهذا مستفاد از آيه اين ميشود كه خداوند تمام نيازمنديهاى نوع انسانى را در طبيعت تأمين كرده است، تكثير نسل انسان نبايد موجب ترس از كمبودى مواد غذائى و ساير مايحتاج زندگى بشود.
اختلال در برطرف كردن حوائج انسانها، ثبات و شيوع فقر و بدبختى را بايد در چگونگى اكتشاف و اختراع و توليد و توزيع و مصرف كه بالاخره به جهل و
[١] - ممكن است درين نواقص، تقصير( جهالت و هوسرانى) پدران و مدران را مؤثر دانست و همه را بعلل غير ارادى انسانى نسبت نداد، طب امروزى اين موضوع را تا حدودى قبول دارد مثلا كارل در كتاب انسان موجود ناشناخته ص ٢٩٥ ترجمه دبيرى) چنين ميگويد.
سفليس پدر و مادر ميتواند موجد اختلالات عميقى در وضع بدنى و روانى كودكان گردد و باين دليل گاهى از پشت نوابغ افرادى بيمايه و نامتعادل و ضعيف بوجود مىآيند.
ترپونم سفليس بيشتر از تمام جنگهاى دنيا خانوادههاى بزرگ را از هم پاشيده است و همچنين بازماندگان افراد الكلى و افيونى و هروئينى در تمام عصر بايد كفاره عيب پدر را بپردازند.